✍️ 📘 گرافیک داخل کتاب با کتاب‌هایی که تا امروز دیده‌ایم متفاوت است. انگار کسی قبل از ما این زندگینامه را خوانده و زیر بخش‌هایی از آن خط کشیده و جملاتی را پررنگ کرده است. این گرافیک متفاوت به خواننده کمک می‌کند که توجهِ بیشتری به نکات مهم‌ داشته باشد. از طرفی مثل باقی زندگینامه‌ها، عکس‌های مرتبط در انتهای کتاب نیست و بین متن گنجانده شده. از طرفی در کنار ذکر نام هر فردی عکس کوچکی از او همراه با توضیحاتی کوتاه وجود دارد و لازم نیست با سرعت از کنار اسم‌های ناشناس عبور کنیم یا برای پیدا کردن هویت هر شخص دست به گوگل شویم. این ویژگی برای خوانندگان کم‌سن‌وسال که آشنایی کمتری با شخصیت‌های معاصر دارند، خیلی خوب است و حتی به خوانندگان بزرگسال هم کمک می‌کند. گرافیک کتاب در بعضی بخش‌ها عجیب هم می‌شود، مثلاً برای خواندن بخشی از داستان ناچار می‌شوید کتاب را عمودی دست بگیرید، گرچه ممکن است چنین وضعیتی برای خواننده ناراحت‌کننده به نظر برسد (که تا حدی هم همین‌طور است.) اما می‌توان گفت تغییر وضعیت قرارگیری کتاب ترفندی برای ایجاد تنوع است. کتاب از روستای کوچک «رابر» در استان کرمان آغاز می‌شود. در کنار آن نقشه‌ای از استان کرمان قرار دارد و موقعیت رابر را نشان می‌دهد. مرتضی سرهنگی، به ذکر نام روستا قناعت نمی‌کند و جزئیات آن را توصیف می‌کند. این توضیحات حاصل سفر نویسنده در سال 1399 است. «یک درخت گردوی بلند و تنومند دیدیم که مثل میدانگاهی وسط روستای ایستاده‌بود با شاخ و برگ‌های زیاد؛ آن‌قدر که سایۀ این درخت در حیاط خانه‌ای می‌افتاد که در آن نزدیکی بود.» ادامه دارد... - مریم رحیمی‌پور 🛒 برای تهیه کتاب «نامزد گلوله‌ها»، در دایرکت پیام دهید. @KhateMoqadam_admin