فصل [بدانكه تصور نظرى را از تصور ضرورى و همچنين تصديق نظرى را از تصديق ضرورى حاصل مىتوان كرد بطريق فكر و نظر]
و آن عبارت است از ترتيب تصورات يا تصديقات حاصله بر وجهى كه مؤدى شود بحصول تصورى يا تصديقى كه حاصل نبوده باشد چنانكه تصور حيوان را با تصور ناطق جمع كنى و گوئى حيوان ناطق از اينجا تصور انسان كه حاصل نبوده باشد حاصل مىشود و چنانكه تصديق بانكه عالم متغير است با تصديق بانكه هر چه متغير است حادث است جمع كنى و گوئى العالم متغير و كل متغير حادث از اينجا تصديق بانكه عالم حادث است حاصل مىشود.
فصل [طريق فكر و نظر و صحت و فساد آن]
بدانكه امتياز آدمى از ساير حيوانات بان است كه وى مجهولات را از معلومات بنظر و فكر حاصل مىتواند كرد بخلاف ساير حيوانات پس بر همه كس لازم است كه طريق فكر و نظر و صحت و فساد آنرا بشناسد كه تا چون خواهد مجهولات تصورى يا تصديقى را از معلومات تصورى يا تصديقى بر وجه صواب حاصل كند تواند كرد مگر آن كسانى كه مؤيد باشند من عند الله بنفوس قدسيه كه ايشان را در دانستن چيزها احتياج به نظر و فكر نباشد.