#طنز
به نام خدا به یاد خدا برای خدا
قدیما از هر خونه چند تا بچه میزد بیرون
تو جیبشون نخودچی کشمش بود، یا لقمه نون
دور کتابها میانداختن یه دونه کش
کفشها سر پاشونو تو جاده خش خش
تنبلی میکردی کارِت بود با چوب و فلک
ساده بودن نبودن اهل دوز و کلک
اما حالا صدای بوق را میشنوند از تو تراس
سرویس باید برسونتشون توی کلاس
همشون انگار افتادن از دماغ فیل
آدم میخواد بزنه تو سرشون با دسته بیل😂😂😂
نه احترام دایی را نگه میدارند نه خاله را
یک شبه میخوان برن راه صد ساله را
ش۱۰۸
@mabda1403