همان طورى كه مغروران چگونه دل سپردن را نمى‌فهمند ماهى‌ها درونِ آب مُردن را تو مى‌ترسانى‌ام از دردِ عشق اما نمی‌دانى كه من آموختم از كثرت غم‌ها شِمُردن را ميان اين همه اشعار غمگين بر سَرِ آنم بياموزم به انسان‌ها اصول غصه‌خوردن را بگیر از من تمام آنچه دارم را که چیزی نیست خدا از من نگیرد فرصت از یاد بردن را... تو هرگز لذتِ محتاج بودن را نمی‌فهمی! همان طوری که مغروران چگونه دل سپردن را…