با هر لگدش، قطرهای بیاختیار سر میخورد.
وقتهایی که ناراحتم تکانهایش کمتر میشود ولی اینبار نمیدانم از کجا انرژی آورده!
از پنجره اتاق سرم را بیرون کنم و کمی خم کنم گنبد و گلدستههای جمکران را میبینم.
خلوت که باشد رکورد ۷ دقیقهای را هم دارم. البته بماند که یکبار سر پیچ اخر جمکران با دنده۴ دور زدم و ۴ دور ماشین دور خودش چرخید و نمیدانم چطور کنار تیرچراغ برق ایستاد و بعد من با ارامش مسیر را ادامه دادم تا به شیفتم برسم، آخر دیر شده بود.
حالا هم دیر شده، دلم باید زودتر برسد به آن دریایِ مواج که وقتی میروم توی آن یادم میرود هر چه غم و غصه دارم.
اما نمیتوانم و نمیشود. این راه ۷ دقیقهای فاصلهاش با من یک عمر شده و باید از پشت تلویزیون در آن شنا کنم.🥲
#نیمه_شعبان
#روزانه_نویسی
_______________
@Mamaa_do