تو طبیب دل بیمار منی ✹✿✹
سید و سرور و سالار منی ✹✿✹@
ابوفاضل مدد ✹✿✹
تن من شعله ور از اتش عشق ✹✿✹
تو شفای تن تب دار منی ✹✿✹
ابوفاضل مدد ✹✿✹
کودکان در حرم افروخته اند ✹✿✹
چشم امید و به من دوخته اند ✹✿✹
بسکه گفتند عمو تشنه لبیم ✹✿✹
به خدا قلب مرا سوخته اغند ✹✿✹
شیر سرخ عربستان و وزیر شه خوبان ✹✿✹
پسر مظهر یزدان، که بُدى صاحب طبل و علم و بیرق و سَیف و حَشم و ✹✿✹
با رقم و با رمق اندر لقب او ماه بنى هاشم و عباس ✹✿✹
@
علمدار و سپه دار و جهانگیر و جهانبخش و دگر نایب و سقا ✹✿✹
دید کاندر حرم خسرو خوبان شده بس ناله و افغان ✹✿✹
و پر از شیون طفلان همه شان سینه زنان نوحه کنان موى پریشان ✹✿✹
دل بریان سوى عباس شتابان ✹✿✹
که عموجان چه شود جرعه آبى برسانى ✹✿✹
به لب سوختگان کز عطش آتش بگرفته @