متن روضه شهادت حضرت رقیه (س) - بابا، دخترت از دنیا بریده - مهدی میرداماد

بابا، دخترت از دنیا بریده
بدون تو خوشی ندیده
ببین همه موهام سفیده
بابا، این دلم افروخته بابایی
چشام به در دوخته بابایی
خیلی دلم سوخته بابایی
من و تو غم نشوندن
دل من و شكوندن
با آتیش تو خیمه
دامنم و سوزوندن
عموم كجاست ببینه
چی بر سرم آوردن
حق بده تا بمیرم
معجر و از سرم بردن
بابا، مگه نگفتی بر می گردم
بیا می خوام دورت بگردم
عمه رو خیلی خسته كردم
بابا خوشی به قلبم دست رد زد
یه بی حیا بهم لگد زد
بدی نكردم، ولی بد زد
بابا بد زد، یه جوری زد دو طرفم کبود شد.... مقتل برات بخونم، وقتی سر گرفت توی بغلش اول حرفی که زد، من الذی ایتمنی علی صغر سنی، بابا که منو به این کودکی یتیم کرد، من الذی خضبك بدمائك، بابا کی محاسنه خاکی خونی کرده، بد محاسن کنار زد نگاش به رگ های بریده افتاد، من الذی قطع وریدیک، آی حسین.... یا لیتنی کنت عمیا، بابا کاش کور بودم نمی دیدمت، کی تو رو یه این روز انداخته، کی دندونات شکونده، دید آروم نمی شه، فجعله ثما علی ثم شریف، دیدن این خانم سر آورد پایین لباش گذاشت رو لب ترک خورده، دیدن سری یه طرف، رقیه یه طرف، زینب بیا......
بین الحرمین
شب سوم محرم