10.06M حجم رسانه بالاست
از کلید مشاهده در ایتا استفاده کنید
🏴مجموعه هلال غم‌ ⤵️ قسمت بیست و دوم سر علیه‌السلام و نیز زنانش و مردان اسیر خاندان را حرکت دادند و چون به دمشق رسیدند،اُمّ‌کلثوم به شمر-که از افراد آن گروه بود-نزدیک شد و به او گفت:درخواستی از تو دارم. گفت:درخواستت چیست؟ گفت:هنگامی که ما را به شهر در آوردی،ما را از دروازه‌ای ببر که تماشاگر کمتری دارد و به آنها بگو که این سرها را از میان ما بیرون ببرند و دور کنند که از کثرتِ نگاه‌هایشان به ما،در این حال،خوار شده‌ایم. شمر،از سرِ سرکشی و ناسپاسی،در پاسخ درخواست او فرمان داد که سرها را بر سر نیزه و در وسط کاروان،حرکت دهند و به همان حال،آنها را از میان تماشاگران عبور دادند تا آنها را به دروازه دمشق رساند و بر راه‌پلّه مسجد جامع،آن جا که اسیران را نگاه می‌دارند،ایستادند. 📄 منابع : الملهوف ص ۲۱۰ مثیر الأحزان ص ۹۷ 📱کانال ایران۳۱۳ @mjavadmoj‌