مقاصد شریعت در کانون توجه؛ روایت یک تحول در حوزه علمیه مشهد 🖌حمیدرضا بهروزی‌زاد/ هیئت علمی دانشگاه عمران و توسعه همدان همدان 🔹بار دیگر الطاف حضور علی بن موسی‌الرضا شامل حال جمعی فرهیختگان حوزوی و دانشگاهی شد و به همت آستان قدس رضوی چهارمین اعتکاف علمی دارالعلم در مشهد مقدس برگزار شد. نقطه چالشی دارالعلم بی‌شک در مدرسه فقه و اصول اتفاق افتاد که موضوع آن عمدتاً در خصوص مقاصد شریعت بود. 🔹شاید اگر استاد گران‌قدرم حضرت آیت‌الله علیدوست در دهه هشتاد، در مجله فقه اهل‌بیت، مقاله «فقه و مقاصد شریعت» را که تلاشی بود در کنار سایر تلاش‌های ایشان در پاسخ به هجمه‌های جریان مدعی روشنفکری ـ که مدعی بودند فقه موجود اخلاقی نیست ـ نگارش می‌کردند، فکر نمی‌کردند نظریه نصوص مبین مقاصد یا مقاصدالشریعه‌ای که ایشان مطرح کردند، بیست سال بعد در حوزه علمیه مشهد تبدیل به اجتهاد مقاصدی توسط برخی از اساتید خارج فقه و اصول این حوزه مبارکه شود. 🔹حضرت آیت‌الله علیدوست به مقاصد به عنوان ابزاری برای فهم و تفسیر نصوص می‌نگریستند و معتقد بودند که فقیه باید پاسخ‌گوی جامعه باشد و بتواند از فقه دفاع نماید. همچنین ایشان در آثار خود همیشه مراقب بودند که مقاصد شیعه‌ای موضوعی برای سوءاستفاده از تراث شیعی و فقه جواهری نشود که نمونه این مراقبت در نقد ایشان بر مرحوم آیت‌الله صانعی تحت عنوان «تا کجا» موجود است که صراحتاً به فتوای موضوع تساوی دیه زنان و مصاحبه با روزنامه اعتماد ایراد می‌گیرند و فاصله گرفتن محسوس ایشان از سیر مشهور فقها را صحیح نمی‌دانند. 🔹در واقع، از نظر ایشان تواتر معنوی روایات تفاضل دیه مانع می‌شود که فقیه بتواند براساس مقاصد ظنیه، این تواتر و نظریات فقها را نادیده بگیرد. امری که قائد شهید نیز براساس تغییر موضوع (قراردادی بودن بیمه) فتوا به تساوی دیه زنان و مردان دادند که همین امر نشان می‌دهد که نصوص مبتنی بر مقاصد شرع به دنبال تأسیس فقه جدید نیست، بلکه به دنبال کارآمد کردن آن است. 🔹در هر صورت، آن مقاله در زمان انتشار خود خیلی حساسیتی ایجاد نکرد؛ اما سال‌ها بعد، به مناسبت مخالفتی که ایشان با رویکرد خاص فقه معاصر کردند، ناگهان برخی در حوزه علمیه قم مقاصد شریعت را پیروی از قیاس باطل معروف بین اهل سنت دانستند و توجه به مقاصد شریعت را عامل هدم شیعه دانستند. در حالی که اساساً این نگاه  کمکی به حل مسائل نمی‌کند و باید با هر نظریه‌ای علمی برخورد کرد. 🔹در مواجهه با نظریه نصوص مبین مقاصد باید توجه کرد که چرا این نظریه در میان اهل سنت و قوانین کشورهای مسلمان غیرشیعه بسیار رواج دارد؟ بی‌شک باید دانست که از فردای روز شوم سقیفه، حکومت با اهل سنت بود و اینان با توجه به کمبود شدید منابع روایی خود نیاز داشتند که به هر نحوی شده پاسخ‌گوی سؤالات مردم شوند و این بود که به هر روشی که عقلای آنان تجویز می‌کردند متمسک می‌شدند. شاید به همین دلیل، دوری از حکومت بود که در فقه شیعه عمدتاً احکام مبتنی بر نصوص رشد و تطور پیدا کرد؛ اما هر وقت شیعه نقشی، حتی مشورتی، در حاکمیت داشته است، بی‌شک به سمت توجه به فقه حکومتی و نصوص مبتنی بر مقا🔹صد رفته است که آثار شهید اول گواه این مدعاست. 🔹در واقع، فقیه شیعه هیچ‌وقت نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی عصر خود بی‌تفاوت نبوده است و همیشه موضع گرفته است. خود از استاد گران‌قدرم آیت‌الله علیدوست شنیده‌ام که علت برخی از تعابیر و فتاوای صاحب جواهر نسبت به اهل سنت، هجوم پیروان ابن‌تیمیه و محمد بن عبدالوهاب به عتبات عالیات و شیعیان مظلوم عراق بود. بنابراین، نصوص مبتنی بر مقاصد ایشان هیچ نسبتی با مقاصد شریعت اهل سنت نداشت و در واقع تخصصاً خارج بود؛ زیرا اساساً ایشان به فقه مقاصدی اعتقاد نداشتند و ادله را فقط همان ادله چهارگانه می‌دانند. بنابراین، مقاصد فقط در استنباط، براساس آن لایه‌ای که حسب مبنا می‌تواند استنادکننده به مقاصد داشته باشد، به کار رود. می‌توان گفت کاربرد اصلی مقاصد در فقه حکومتی است و لذا لازم است ببینیم امامین انقلاب چه موضعی در این خصوص داشته‌اند. این نوشته در مقام نفی یا اثبات این نیست که حضرت امام خمینی و امام شهیدمان آیت‌الله خامنه‌ای مقاصدی بودند یا خیر؛ بلکه در مقام توجه این دو بزرگوار به مقاصد شریعت است. شواهد فراوان است؛ اما از باب تبرک و تیمن فقط به یک نمونه، برای رعایت اختصار و ایجازگویی، بسنده می‌شود. مشاهده متن کامل یادداشت: https://mobahesat.ir/24573 🔻🔻🔻 @mobahesat