🌹مرادقلی🌹:
شعر کودکانه برای شب یلدا کوتاه
تو ایران سرزمینم آخرین شب پاییز
به اسم شب چله (یا شب یـلدا)
بلند ترین شب امشب توی شبهای ساله
مادر بزرگ خوبم پهن میکنه سفره را
می چینه توی سفره باسلوق،پشمک،حلوا را
یک ظرف پراز اناره
پدر بزگ خوبم
می بره هندوانه
طبق رسوم این شب
میگیره فال حافظ بابا بزرگ برامون
شاد میشیم ومی خندیم
چه خوبه شب یـلدا
شبی بلند و زیبا
به جای حرف دنیا
کنیم یاد خدا را
ننه سرما
عمو پاییز که رفت
شب یلـدا اومد
خنده بر لب از راه
ننه سرما اومد
بقچه اش را وا کرد
توی دشت و صحرا
نقل ها باریدند
همه جا شد زیبا