دانته پوزخند تاریک و دلربایی زد و اهسته قدم بر پله های نخستین محراب گذاشت . •ماریانو دانته : میدونی چیه ترنت ؟ این چرخه ی زندگیه عزیزم ! اون همیشه اشخاص و یا چیز هایی که برات مهم و ارزشمندو ازت میگیره و اونچه که دلش میخواد رو به عنوان پیشکش جلوی پات میندازه ! و تو هم هیچ غلطی نمیتونی بکنی تا اینکه اونچه که دنیا سزاوارت دیده رو بپذیری و دوسش داشته باشی ! -𝑨 𝒔𝒆𝒂 𝒐𝒇 𝒃𝒍𝒐𝒐𝒅‌-