#سعدی
آوردهاند که انوشیروان عادل را در شکارگاهی صید کباب کردند و نمک نبود، غلامی به روستا رفت تا نمک آرد.
نوشیروان گفت نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد. گفتند از این قدر چه خلل آید؟
گفت بنیاد ظلم در جهان اوّل اندکی بودهاست هرکه آمد بر او مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده.
اگر ز باغ رعیّت مَلِک خورد سیبی
بر آورند غلامان او درخت از بیخ
به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد
زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ
#گلستان
#حکایت
@NaeinPl