پای درس نهج‌البلاغه، نامه ۳۱ قسمت صد و دوازدهم موضوع: مَثل کسی که دنیا را آزمود «...إِنَّمَا مَثَلُ مَنْ خَبَرَ الدُّنْیَا کَمَثَلِ قَوْمٍ سَفْرٍ نَبَا بِهِمْ مَنْزِلٌ جَدِیبٌ، فَأَمُّوا مَنْزِلاً خَصِیباً وَ جَنَاباً مَرِیعاً، فَاحْتَمَلُوا وَعْثَاءَ الطَّرِیقِ، وَ فِرَاقَ الصَّدِیقِ، خُشُونَةَ السَّفَرِ، وَ جُشُوبَةَ المَطْعَمِ، لِیَأْتُوا سَعَةَ دَارِهِمْ، وَ مَنْزِلَ قَرَارِهِمْ، فَلَیْسَ یَجِدُونَ لِشَیْءٍ مِنْ ذَلِکَ أَلَماً، وَ لَا یَرَوْنَ نَفَقَةً فِیهِ مَغْرَماً. وَ لَا شَیْءَ أَحَبُّ إِلَیْهِمْ مِمَّا قَرَّبَهُمْ مِنْ مَنْزِلِهِمْ، وَ أَدْنَاهُمْ مِنْ مَحَلَّتِهِمْ...» ...بی تردید مَثَل کسی که دنیا را آزمایش کرده است مانند مَثَل گروه مسافری است که منزل قحطی زده آنان را به حرکت وا می دارد پس منزل سر سبز و مکان پر گیاهی را قصد کردند پس سختی راه و جدا شدن از دوست و خشونت سفر و ناسازگاری غذا را به دوش کشیدند (و به جان خریدند) تا به سرزمین وسیعشان و جایگاه استقرارشان برسند پس برای هیچ چیز از آن (به دوش کشیدن سختی راه و جدایی از دوست و خشونت سفر و ناسازگاری غذا)، هیچگونه دردی نمی یابند و آنچه را که در سفر خرج کرده‌اند زیان نمی بینند و در نزد آن‌ها هیچ چیزی دوست داشتنی تر از آنچه که آنان را به منزلشان و به جایگاه فرودشان نزدیک کند نیست... توضیح کوتاه: این یک مورد از آن مَثل هایی است که حضرت قبلاً فرمود: در مورد دنیا و آخرت برای تو مَثل هایی زدم «ضَرَبْتُ لَکَ فِیهِمَا الْأَمْثَالَ». اهل دنیا مثل کسانی هستند که در یک فضای قحطی زده و خشکسالی گرفتار هستند قصد می‌کنند همه با هم حرکت کنند و به یک جای گسترده سرسبز خرمی بروند که همان آخرت باشد و برای رسیدن به آن سرزمین هرچه زحمت بکشند و هرچه پول خرج کنند این را به ضرر حساب نمی‌کنند و هرچه سختی راه دیده باشند هیچ دردی برای آن‌ نمی‌یابند. حضرت می‌فرماید شما مثل همان عده‌ای هستید که می‌خواهید بروید در یک جای سرسبز پیدا کنید هرچه خرج کنید و هرچه زحمت بکشید ضرر نکرده‌اید. وقتی انسان حس کند در یک جای قحطی‌زده‌ای است مجبور به حرکت می‌شود که برود و یک جای دیگری پیدا کند و این حرکت مشروط بر این است که آدم حس کند در جایی در حال زندگی کردن است که آنجا قحطی زده است. حس کند که این دنیا جایگاه ابدی نیست. وقتی فهمیدی اینجا سرزمین تو نیست قصد حرکت می‌کنی وگرنه اگر دل خوش کردی به این چند صباح، حرکت نمی‌کنی. ما مکلف هستیم. انسان مکلف باید سختی تکلیف را به جان بخرد وگرنه به مقصد خوب نمی‌رسد. کسی که زحمت نکشیده نباید انتظار داشته باشد به منزلی برود که سرسبز و خوش آب و هوا باشد و نباید انتظار داشته باشد که در کنار سلمان فارسی رضوان الله علیه زندگی کند. خشونت سفر کنایه از تکالیف است. کلمه ی تکلیف از کلمه ی کُلفت یعنی سختی است. 👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌺🍃━━━┓ @nahjolbalaghealiali ┗━━━🍂━ شناختی نو از و راهی هموار برای از