🔰روش برخورد عصبانیت یا تندی ازش ندیده بودم هربار تحت فشار کار و انجام ناصحیح کارها از کسی عصبی میشد به چند دقیقه نمی کشید، می رفت و از دل طرف در می آورد. در طی یک مأموریت حساس در ارومیه، یکی از نیروها کاری خلاف آنچه که برنامه ریزی شده بود انجام داد و کار را خراب کرد. قربانعلی عصبی شد و بهش گفت: اسلحه ات رو بذار زمین و برو، نمی خواد در این مأموریت باشی من نیرویی مثل تو را نمی خوام سرباز هم اسلحه اش را گذاشت و رفت. هنوز پنجاه قدمی دور نشده بود که قربانعلی سریع رفت دنبالش، بغلش کرد و خندید. بهش گفت: بابا مرد حسابی من گفتم برو تو چرا سرت رو انداختی پایین و رفتی خب حالا من عصبی بودم خسته بودم یه چیزی گفتم، تو چرا جدی گرفتی؟! تو اون لحظه باید می رفتی کنار ماشین می نشستی، نه اینکه راهت رو بگیری و بری!. 📚برگرفته از کتاب سلحشور 🌐مسافران برزخ https://eitaa.com/nashrhadii