با خانواده دیدن باغ موزه دفاع مقدس رفته بودیم که بچه ها گفتند بریم ناهار بخوریم
رفتیم رستواران باغ موزه دیدیم غذاها گران است
به بچه هام گفتم برید بیرون واگر کسی علت را پرسید
خودمان را ضایع نکنیم
بهشون بگید ما کباب می خواستیم وشما درمنو ندارید
جالبه
همین اتفاق افتاد ومسول سالن از ما پرسید
و گفتن علت چیز دیگریست
به ما بگویید علت انصراف شما چیست ؟
با عصبانیت داد زدم گفتم
جمع کنید
عکس شهداء را ازروی دیوارها
درحضور شهداء گران فروشی
ورفتم بیرون
یه خانومی آمد وگفت برادر برگردید
گفتم نه
گفتش ۳۰ درصد تخفیف
گفتم نه
گفتش ۵۰ درصد تخفیف
گفتم چی شده انقدر تخفیف
اگه برای همه است باشه
ولی ما قصد غذا خوردن نداریم
یهو دوتا آقا آمدن وگفتن
برادر بی زحمت برگردید کلا"رایگان
داد زدم
آقا خجالت بکشید من کباب می خوام
وشما کباب ندارید
گفتن شیشلیک بخورید کلا"رایگان
گفتم عادت به مفتخوری ندارم
به بچه هام گفتم سریعتر بریم
یهو آقای محجوب وبا وقار آمدند وگفتند
برادر بفرمایید
گفتم میز را آماده کنند
۵ پرس کباب برای شما وخانواده محترمتان آماده کنند
گفتم آخه
فرمودند تشریف بیارید داخل وبچه هایم را صدا زدند ودست پسرم را گرفتن وداخل بردند
گفتم آقا اجازه بدهید ما نیائیم
فرمودند
شما مهمان شهداء ارتش جمهوری اسلامی هستید
بفرمایید
گریه کردم
گفتند چرا گرایه می کنید
گفتم
من برای شهداء هیچ کاری نکردم
اصلا"نمیام دیگه
با مهربانی فرمودند
برادر دست شهداء را رد نکن
تشریف بیاورید
حتمئ یه کاری کردی که شهداء صدایت می زنند
التماس دعا
رفتیم داخل میز را چیده بودند جلوی یک ناوچه
گفتم نه من می خوام جلوی سفره شهداء باشم
وعکسی بود که شهداء تو نیزارها نشسته و فقط غذایشان آب و گوجه فرنگی و یک تکه نان بود
آقا خندید ورفت
دنبالش دویدم
محافظین نزاشتن نزدیک برم
از یکی از کادر رستوران پرسیدم
ایشان که بود
گفت
آقا را نشناختید
آن همه صحبت کردید
گفتم نه
گفتش فرمانده کل ستادمشترک است سردار باقری
دویدم وداد زدم
سردار
واقعا"
حقئ که برادر شهید هستید
جان بی مقدارم فدات
آقا برگشتن ویک لبخند زدن ودست تکان دادن
واقعا"سرداران امام خامنه ای الحق والانصاف
سربازان گمنام امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف )هستند
برای سلامتی تمام سربازان گمنام درهر لباسی که هستند وطهور امام عصر (عج) سه صلوات محمدی پسند بفرستید