❇️🌿❇️🌿❇️🌿❇️🌿❇️🌿 🍀الگوهاى رفتارى امام على عليه السلام(۸۱)🍀 🎋امام(ع) و مسائل سياسى   بخش اوّل - اصولگرائى با دشمن روش برخورد با مخالفان: پس از کشته شدن عثمان و بیعت مهاجر و انصار با آنحضرت؛ اميرالمؤمنين عليه السلام كسى را فرستاد تا مروان بن حكم، سعيد بن عاص و وليد بن عقبه را كه در خانه خويش نشسته بودند و از بيعت تخلّف كرده بودند را فراخواند، وقتى حاضر شدند، خطاب به آنها فرمود: چه شده است شما را كه نزد من نمى آييد؟ و از بيعت تخلّف مى نماييد؟ وليد بن عقبه سخن آغاز كرد و گفت: يا اميرالمؤمنين، ما بر چه اميد با تو بيعت كنيم، با كدام چشم بر تو بِگِرييم؟ پر و بال ما كَندى و سينه ما را پُر از كينه كردى، پدر ما را تو در جنگ بَدر كُشتى. امّا پدر سعيد بن عاص را كه سرور بنى اميّه بود، نیز در جنگ بدر كشتى. امّا مروان بن حكم، پدر او را عثمان به مدينه آورد، تو رأى عثمان را در آن ضعيف شمردى و به خطا منسوب كردى. حال ما هر سه با تو اين است كه شرح داديم، چگونه با تو بيعت كنيم؟ امّا به آن شرط با تو بيعت مى كنيم كه كُشندگان عثمان را بِكُشى و اگر از ما سهوى يا خطايى سَر زَد، عفو كنى كه آدمى بى سهو و زَلَّت نتواند بود و اگر اجازه مى خواهيم كه به نزد پسر عمّ خويش يعنى معاويه به شام برويم، ما را اجازه دهى و ما را از رفتن به نزد او منع نكنى. اميرالمؤمنين على عليه السلام جواب داد: كينه شما بر من به حق نيست. آن كينه كه از من در دل گرفته ايد بايد از خداى سبحان در دل گيريد زیرا جهاد ما در راه خدا بود. اما حديث كُشتنِ كُشندگان عثمان، اگر امروز بتوانيم، امروز ايشان را مى كُشيم، و به فردا نياندازيم. ولی در مورد ترسيدن شما از آنچه كه مى ترسيد، شما را ايمن مى گردانم. مروان گفت: اگر با تو بيعت نكنيم با ما چه كنى؟ اميرالمؤمنين عليه السلام پاسخ داد: از شما مى خواهم كه بيعت كنيد و با عموم مسلمانان در اتّفاقى كه كرده اند موافقت نماييد و اگر بر آن عصيان و طغيان كرديد، شما را به حال خود مى گذارم. چون سخن اميرالمؤمنين عليه السلام را اينگونه شنيدند، همه بيعت كردند و باز گشتند. بعد از آن به اميرالمؤمنين گزارش رسيد كه ايشان در شك و ترديد هستند و از جان و مال ايمن نيستند. مروان بن حكم در اين رابطه شعرى سرود و آن اشعار را براى اميرالمؤمنين عليه السلام خواند. اميرالمؤمنين على عليه السلام چون اشعار را شنيد، شخصى را فرستاد و مروان و وليد و سعيد را فراخواند و به ايشان گفت: اگر دل شما در مدينه قرار نمى گيرد و از من انديشه داريد و مى ترسيد و مى خواهيد به شام برويد، از جانب من اجازه داريد. مروان گفت: حال كه اميرالمؤ منين نسبت به ما لطف دارند، بحمد اللّه ايمنيم و خوفى نداريم، و مدينه را بر جاى ديگر ترجيح مى دهيم. اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: زِمام اختيار به دست شماست، اگر مى خواهيد اينجا باشيد و اگر نزد معاويه يا به طرفى ديگر خواهيد رفت چنان كنيد. آنها خوشحال شدند و باز گشتند. 💜💥اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ 💚⭐️وآلِ مُحَمَّدٍ ♥️🌙وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ @Omidezendegi🌹 ❇️🌿❇️🌿❇️🌿❇️🌿❇️🌿