🔸 ادامه 👇
👌و فرمود ؛
« اگر می ترسى كه شوق دنيا بر تو غالب گردد، به يادآور زندگانى رسول خدا را كه قوت آن جناب نان جو بود و حلواى او خرما بود و آتش افروزش سعف خرما بود اگر به دستش مى آمد »
📚امالی صدوق ص 341
❕ابن عباس می گوید ؛
« شبها، پى در پى بر رسول خدا مى گذشت و حضرتش، گرسنه به سر مى برد و خانواده اش، غذا و خوراكى نداشتند و حداكثر نان آنها، نان جوين بود »
📚سنن ترمذی ج 2 ص 57
❕ «ابو طلحه» می گوید ؛
« هنگامى كه از گرسنگى به پيغمبر اكرم شكايت برديم، هر يك از ما از شدت گرسنگى، سنگى به شكمهاى خود آويخته بوديم و پيغمبر اكرم كه از ما گرسنه تر بود، دو عدد سنگ به شكم مباركش آويخته بود »
📚همان ، ص 59
❕انس می گوید ؛
« روزى چند گرده نان جو و مقدارى روغن بو گرفته تهيه كرده حضور رسول خدا بردم و اين در حالى بود كه رسول خدا زره اش را در مدينه نزد يك يهودى گرو گذاشته و از پول آن، براى خانواده اش جو خريده بود، و همان هنگام از آن حضرت شنيدم مى فرمود: شب گذشته را در حالى به سر آوردم كه آل محمد يك صاع گندم و غير گندم (دانه ديگر از قبيل نخود و لوبيا) در اختيار نداشتند. در آن زمان نزد آن حضرت نه همسر نانخور بود. »
📚مسند احمد ج 21 ص 149
❕ «عايشه» می گوید ؛
« ملاقاتى كه با «عروة»، خواهر زاده ام، داشتم خطاب به او گفتم: سه بار هلال اول ماه را ديديم و بالاخره در ظرف اين دو ماه كه بر ما گذشت، در خانه هاى رسول اكرم آتشى افروخته نشد كه با آن غذائى تهيه كنيم. «عروة» پرسيد: در ظرف اين مدت، از چه غذائى استفاده مى كرديد؟ در پاسخ گفتم: در اين مدت،
غذاى خوراكى ما، خرما و آب بود! آرى، در همسايگى رسول خدا گروهى از انصار بودند كه شير از گوسفندان خود مى دوشيدند و آنها را تقديم حضورش مى کردند و آن حضرت از آن شير به ما هم مى نوشاند. »
📚صحیح بخاری ج 10 ص 146
👌جهت آگاهی بیشتر از روایاتی که زهد و ساده زیستی و ناداری پیامبر گرامی را بازگو می کند به سایر کتب شیعه و اهل سنت رجوع کنید ؛
📚حیاه القلوب ، مجلسی ، ج 3 ص 291 به بعد _ فضائل الخمسه من الصحاح السته ، ج 1 ص 148 به بعد
#پرسمان_اعتقادی
🍁🌳
@p_eteghadi 🌳🍁