#قسمت301
حسین خندۀ تلخی کرد و جواب داد: «شما نباید فکر کنید اینجام مثل ایرانه و ارتش، یه ارتش کاملاً وفاداره. درسته که بین شون آدم های شجاعِ وطن دوستی وجود داره ولی ارتش ســوریه، ارتشــیه که توش شــکاف ایجاد شــده بخشــی از اونا به اســم ارتش آزاد با دولت می جنگن. توی این وضعیت نابســامان و دودســتگی ارتش، یه عده تکفیری از بیرون مرزهای ســوریه برای تسویه حســاب تاریخی وارد سوریه شده اند و هدف اصلیشون جنگ و کشتار شیعیان و علویون و حتی اهل ســنته.» درســت شــنیده بودم حســین به جای مســلحین گفت «تکفیری» و من جواب سؤالم را گرفتم اما زهرا پرسید: «چرا با اهل سنت میونۀ خوبی ندارن؟» حســین گفت: «از دید وهابی ها، شــیعه و ســنی که به اهل بیت توســل دارن و به زیارت حرم می رن، هر دو مشرکن و ریختن خونشون واجب. این اندیشۀ تکفیری از عربســتان به اینجا اومده وگرنه مردم ســوریه، چه ســنی، چه شــیعه و چه علوی، سال های سال در کنار هم زندگی کردن و اتفاقاً خیلی هم به اعتقادات هم احترام می ذ اشــتن، نمونــه ش احتــرام بــه حــرم حضــرت زینبــه کــه خــود ما هم قبــل از این بلبشوها برای زیارت سوریه اومده بودیم و این احترام رو از نزدیک دیده بودیم.»
🥀خاطرات همسر شهید سردار حسین همدانی🥀
@parastohae_ashegh313