#شهید_عباس_دانشگر
#راستی_دردهایم_کو ؟ 56
فروردین دارد آخرین نفسهایش را میکشد. باز آمدهایم به هزاردره؛ اردو! اینجا، جایی است در نزدیکی تهران و نزدیکتر به کوههای البرز. وسط برنامههای اردو، خبر تلخی را به حاجحمید رساندند:«حاج ابراهیم عشریه مجروح و احتمالا شهید شده؛ اما از پیکرش هنوز اطلاعی در دست نیست.» اندوه، تمام صورت حاجحمید را میپوشاند. حاج ابراهیم را همه میشناختیم و این خبر برای همه ما ناگوار است.
حاجی از ما خواسته که خبر را به دانشجوها نگوییم. بر اندوهش غلبه میکند و میگوید برویم بین دانشجوها مسابقه طنابکشی برگزار کنیم! من و یاسر، یکی از دوستانم، عهدهدار برگزاری طنابکشی شدیم. دو گروه دانشجو طنابها را به سمت خود میکشیدند، میخندیدند و روحیه میگرفتند. حاجی با تمام اندوهش، لبخند میزد؛ مومن اندوهش در دل است و شادیاش بر چهره.....
ادامه دارد
─┅─🍃🌺🍃─┅─
#شهید_عباس_دانشگر
#راستی_دردهایم_کو ؟ 57
به روی خودمان نیاوردیم که شنیدهایم حاج ابراهیم به شهادت رسیده. مسابقه که تمام میشود، میروم جایی دورتر از جمعیت. حاج ابراهیم را که به یاد میآورم، بغض، راه نفسم را میبندد. یاسر، دوستم مرا با آن حال میبیند. میگویم حاجابراهیم سه تا دختر کوچک دارد... امروز مسئولیت ما در برابرش، سنگین است... خرمن خشم مقدس، در سینهام شعله میکشد. کاش زودتر نوبت ما بشود... خبر دادهاند که احتمالا اعزام، یک هفته دیگر انجام میشود. دیگر برای رفتن، بیتاب شدهام.....
ادامه دارد
یادشهداباصلوات
اللهمعجللولیکالفرج
─┅─🍃🌺🍃─┅─
@parastohae_ashegh313