⁉️ خانوم شما حکومتی هستین یا نه؟
بیمقدمه این سوال را میپرسد و من تا آخر خط میخوانم که قرار است چه اتفاقی بیفتد.
تازه از اردوی کوه آمدهایم و توی کوه هم دو سه تایی از دخترها به شوخی و جدی شعارهایی دادند که رو ترش کردیم. مریم برگشت بهشان که خط قرمز ما رهبری هست بچهها دیگه نشنوم.
و من آتشفشانی خفته میشوم و ناراحتیام را قورت میدهم.
🔺 به مجموعه که برمیگردیم چندتاییشان دور هم حلقه زدند. میروم پیششان تا در مورد برنامهی هفتهی آینده حرف بزنم و خداحافظی کنم. مهسا اما صدایش را بلند میکند و این سوال را میپرسد.
دو زانو مینشینم کنارشان. میپرسم: اول خودت جواب سوالت را بده ناقلا ببینم چند چندیم باهم.
آرزو صورتش به خنده مینشیند و میگوید: خانم زرنگیا
- ما اینیم دیگه
- عه خانوم بگید دیگه میخوایم ببینیم حرف نزنیم ما را بکنید تو گونی ببرید...
- تو گونی که بد نیست بکنند ما را، گرم میشیم یه کم سرمای کوه از بدنمون میره بیرون.
همین که میگم تو گونی بکنند ما را، گاردشان شکسته میشود.
🗯 از بیرحمی مامورها میگویند. از کشتههای اعتراضاتشان! از وضعیت اقتصادی گله دارند. از بعضی دزدیها که بین بچههای بالا شده داغاند.
از نفس کشیدن و آزادی زنها میگویند!
🔆 دست میگذارم روی نقطات مشترک اعتراضمان. روی آنها مانور میدهم. و بعد میپرسم: باشه بچهها جمهوریاسلامی نه! پس کی بیاد؟!
🔻یکی یکی گزینههایشان را روی میز میگذارند.
بعضیهایشان که تا حالا ساکت بودند به حرف میآیند. در مقابل این گزینهها داغ میکنند و بدون این که من ورود کنم مخالفت میکنند.
و من از این که
بچهها خودشان به فکر افتادن، ته دلم قرص میشود.
میرسند به پهلوی و خدماتشان.
حتی میگویند خانوم انقدر کار کرده که نوش جونش که پول مملکت را برده!
خندهی تلخی روی لبم نشست و گفتم: پس نوش جون بعضی اختلاسگرای الان. چطوره؟
سکوت میکنند.
🎞 میدانم که تحت تاثیر کلیپهای سفارشی این حرفها را میزنند. میگویم: باشه منکر یه سری خدماتش نیستم. اما یه سوال اگه یه جایی زندگی کنی که یه سری آدم از یه کشور دیگه بیان توی کشورت. سگ اونا به تو حمله کنه چی کار میکنی؟
چندتاشون یه صدا گفتند: خانوم با سنگ میزنیم درب و داغونشون میکنیم.
گفتم: خب اگه به خاطر این کارت بیفتی زندان چی؟
چشمهاشون گرد شد و گفتند: مگه میشه؟
بدون این که تغییری توی حالت صورتم بدهم جواب دادم: بله محمدرضا پهلوی این قانون آمریکاییها را پذیرفت.
دهانشان از تعجب باز ماند.
گفتم :بچهها این یه موردشه. همین طور که این کلیپها را میبینید برید بخونید چی شد که مردم همه با هم یه دست شدند برای بیرون کردنش.
⏰ حرفهایمان یک ساعت و نیم کش میآید.
آخر کار دو سه نفرشان از جمله مهسا که توپش پر بود، میآیند جلو. بغلم میکنند و میگویند: خانوم حرف برای گفتن زیاد داریم. اما همین که حرفهامون را شنیدید، محکوممون نکردید تازه روشنمون کردید دوستتون داریم.
دو جلسهی دیگر با بچهها حرف زدیم. همین که توانستند یاد بگیرند با هم بحث کنند بدون دعوا و خشونت خوشحالم.
همین که دارند می روند به این سمت که فکر کنند روی حرفها خوشحالم.
بماند که فشارم بین بحثهایشان بالا و پایین میشود...
✨
اما من به این جمع امید دارم و کارم را به خدا میسپارم که وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسۡبُهُۥٓ
✍ م . محمدیان
#نقش_بانوان
#بانوی_نقش_آفرین #نوجوان
#بانوان_فعال_جبهه_فرهنگی_انقلاب
@rabteasheghi⏪