جوان که بودم می رفتم پابوس امام رضا و می خواستم یک شوهر خوب قسمت و روزی ام کند. یکبار به آقا گفتم: آقاجان با بی پولی همسر می شود کنار آمد اما با بی دین و بی اخلاقی اش نه! یک مرد متدین که شما تاییدش می کنید، خدا قسمت کند، انشاالله. آقا خیلی کریم است، مردی روزیِ زندگی ام شد که هر روز که می گذشت مطمئن تر می شدم این هدیه امام رضاجان به من است. اِنقدر خوب و موردتاییدشان بود که دست آخر هم در حرم خودشان با زبان روزه در حالیکه برای شرکت در جلسه رسیدگی به محرومان رفته بود به شهادت رسید در حرم هم دفن شد... همسرم با آخرین کاری که به من گفت، پیامش را منتقل و راهم را برای روزهای بعد از خودش روشن کرد. نیم ساعت قبل از شهادت تماس گرفت و گفت: حاج خانم برو مسجد که باید حلیم نذری به سفره افطار خانواده های نیازمند برسد. شبانه روز تا دمِ شهادت و پای جان پای کار آنها بود. آن اتفاق ساعت 2 در حرم افتاده و همسرم شهید شده بود من اما خبر نداشتم و داشتم سفارشش را انجام می دادم...🌷🕊 🎤راوی: همسر شهید شهید حجت الاسلام محمد اصلانی🌷 🌷🌷🌷🕊🌷🌷