🔺️ زمینه- شب تاسوعا ۱۴۰۲
[آهای سینهزنها! منم عباس
که با نیزهها پرپرم کردند
نه تنها فقط دستای من رو
که حتی پاهامو قلم کردند
خیلی خیلی دیر شد
برای اینکه برگردم من
یه گوشه گریه میکردم من
با چشمی که نداشتم
وقتی مشکم تیر خورد
نگاه ناامیدم شد تار
کنار این فراتِ غمبار
دلم رو جا گذاشتم
ممنونم که
یه عمره پای روضه هام موندید
هر سال واسم
"تا مشکتتو توو آب زدی" خوندید
"عباس یعنی، تنها موندن
تشنه بودن، سقا موندن"]
🎙مداح:
#مهدی_سلحشور
✏شاعر:
#رضا_یزدانی
@rezayazdaanii