🔹
بعد که صیغه را خواندیم و توانست عروس را ببیند، گفت:« دست ننهام درد نکند با این عروس آوردنش.»
🔸او بسیار خوشحال شده بود. من گفتم :«الهی، آنقدر زنت را دوست داشته باشی که اصلاً به یاد من نباشی.»
اما او به همان اندازه به من علاقه داشت که زنش را دوست میداشت.
🔻ثبتنام رایگان مثبت حلقه و همخوانی کتاب «پشت شیشههای مات» از طریق لینک زیر 👇
🆔https://formafzar.com/form/p6o36
🆔https://formafzar.com/form/p6o36#حلقه_کتاب#مثبت_حلقه#روایت_جمهور
| @mabnaschoole |