حاشیه نگاری بر اظهارات عجیب یک مدرس سطوح عالی/ صفحه۲از۳
۳) اینکه تا هنگام کتب جایگزین نباید متون موجود را حذف کرد حرف درستی است اما به شرطی که اراده ای برای تولید متن جدید وجود داشته باشد. وانگهی! این توصیه نیز از محکات نظریه تحول مقام معظم رهبری است و حرف جدیدی نیست لکن نمی توان و نباید آن را دستمایه تقابل با تحول قرار داد.
۴) اشاره اجمالی به سیره عقلای عالم هم از محورهای عجیب این مصاحبه است؛ عقلای عالم سیره شان بر تغییر مستمر متون درسی است و بر این باورند که متعلم آخرین نظریات و تولیدات علمی را باید در مراحل اولیه متون تخصصی فرابگیرد نه آنکه ابتدا نظریات مردود و یا قابل خدشه جدی به متعلم تفهیم شود و سالها بعد دیدگاههای مشتمل بر نقد و رد آن را بخواند. معلوم نیست استاد ارجمند نظام تعلیمی کدام نقطه از کره زمین را مطالعه کرده و مبنای القای دیدگاه شخصی شان قرار داده اند اما جهت اطلاع ایشان، سیره عقلا خلاف استظهار ایشان است.
۵) اینکه چون اقیانوسی از کتب داریم پس نباید آن را مورد خدشه قرار دهیم هم از همان نحو اظهارنظر های غیرعلمی و بلاوجه است.
قابل تردید نیست که سیره قطعیه علما بر خدشه علمی در کتب گذشتگان بوده است و اصلا این اقیانوس علمی بر اثر جوشش چشمه جاری و زلال خدشه و مداقه و نقادی عالمانه به وجود آمده و این سنخ اظهارنظرهای کلامی و جدلی در منع نقد متون برخلاف سیره علمای سلف است.
۶) وهن و اهانت به کتب درسی و هرکتاب علمی غیر کتب ضلال، وجهی ندارد و بسیار هم قابل خدشه و نقد است اما ناگفته پیداست که به هر نقدی هم نباید برچسب اهانت زده شود تا عالمان روشن ضمیر و مبتکر از عرصه نقد منابع موجود فرار کنند و آن را ملازم با هجمه و برچسب مدافعان افراطی حفظ کتب موجود تلقی کنند.
کفایه نخوانده، درس خارج ندیده و این قبیل برچسب ها هم شایسته آن نیست که از زبان یک استاد سطح عالی خارج شود و اساسا دوره این نحو تخطئه که یادآور نزاع اخباری/اصولی در طبقه عوام است که هر دسته ای دیگری را متهم به بی سوادی می کرد. خب طرف مقابل هم ممکن است بگوید بسم الله اگر شما جز خودتان کسی را باسواد نمی دانید، خب خودتان در تولید متن جدید چه گامی برداشته اید؟! آیا تولید متن جدید را لازم نمی دانید یا تدوین و تالیف آن را غیرممکن می شمارید یا چنین اقدامی را در توان خود نمی دانید؟!
پس بهتر است از ابتدا باب این سنخ تحقیرها و سرکوبهای غیرعالمانه و خلاف اخلاق کریمانه، بسته بماند.
۷)اینکه کفایه کتاب مادر است و در تولید متن جدید هم مورد استفاده است، چیزی را اثبات نمی کند. خب کتاب شریف کفایه هم مادری داشته است و اینطور نبوده که علم اصول بر دریا ریخته شده باشد و مرحوم آخوند اعلی الله مقامه، یکباره همه این مسایل را بازتولید کرده باشند. تأکید بر این قبیل بدیهیات چه وجهی دارد و چه چیزی را اثبات می کند؟!
۸) شرح اهمیت کتب برای طلاب حرف خیلی خوبی است و اینکه نباید موجبات دلسردی طلاب را فراهم آورد اما عاقلانه آن است که در مورد میزان کارآمدی این متون در تفهیم مهمات علوم اسلامی نیز پژوهش های میدانی و علمی مستمر صورت پذیرد و عده قلیلی تلاش نکنند استظهارات شخصی خود را بر واقعیات عینی تحمیل کنند. طبعا اگر متون موجود در تنزل کیفیت تعلیم و کاهش انگیزه طلاب اثر گذاشته باشد، بدون تعارف باید این گزاره در مدیریت حوزه علمیه ملحوظ واقع شود و اگر نه چنین است طبق نظرسنجی و کیفیت سنجی علمی، نتیجه اش اعلان و طبق آن مشی شود.
۹) اینکه اگر کسی اصول نخواند مفسر نمی شود حرف بدی نیست اما مفسر شدن فرایند خاص خود را دارد که در آن هرگز خواندن فلان کتاب و بهمان کتاب خاص اصولی، از ملزومات ضروریه تلقی نمی شود. مثلا اگر کسی اصول فقه و حلقات و شرح انتقادی علامه طباطبایی بر کفایه را خوانده باشد نمی تواند مفسر شود؟! خب اگر چنین است، بهتر آنکه مفسران طراز تشیع این مدعا را مطرح کنند! این قبیل سخنان واقعا قابل دفاع نیست و معلوم نیست با کدام انگیزه بیان می شود.
۱۰) اینکه علمای اعلام در تالیف کتب موجود زحمت کشیده و بلکه مجاهده کردهاند اصلا قابل تردید نیست، اینکه با کمبود امکانات به نشر علم دست زده اند هم مطلب اختلافی نیست، اما اینکه کسانی با ذکر این گزارهها بخواهند توقف تولید علمی و جمود بر متون موجود را نتیجه بگیرند، اجحاف و ظلم آشکار به همه علمای مجاهد و مخلص تاریخ تشیع است. اگر آن مردان خدا با امکانات محدود توانسته اند اینهمه تولید علمی داشته باشند، آیا در روز قیامت از عالمان عصر مدرن شکوه و گلایه نخواهند کرد که چرا بر دو قرن قبل متوقف مانده و تحول علمی پدید نیاورده اند؟! طبعا خدمت به علمای سلف تصلب بر میراث خواری گذشته نیست بلکه تبدیل به احسن میراث گذشتگان است. که در سایه کنکاش و نقادی و تولید پدید می آید.
@rozaneebefarda