📚 🔴شبهه: حرمله در کربلا❗️ یکی دیگر از داستانهای کربلا موضوع تیراندازی📌 شخصی بنام حرمله بن کاهل اسدی که به طفل شش ماهه امام حسین است آنچه از مقتل خوانی ها بدست آمده تا قبل از ظهور قاجاریه چنین داستانی وجود نداشته❌ تنها در دوره ناصری هست که این داستان📚 دست مایه روضه خوانها شده برای معروفیت شخص روضه خوان وچون وجود طفل خردسال شیرخواری در داستان میباشد رقت قلب بیشتری بر می انگیزاند وگریه سوز ناکی خروجی انست ( متن خلاصه شده) ▪️➰▪️➰▪️➰▪️➰▪️➰▪️➰▪️➰▪️ : ♦️نقل اول: نحوه شهادت حضرت علی اصغر(ع) هنگامى‏ که‏ امام‏ حسین‏ دچار مصیبت‏ اهل‏ بیت‏ و فرزندان‏ خود گردید و غیر از آن‏ حضرت‏ و زنان‏ و کودکان‏ کسى‏ باقى‏ نماند آن‏ حضرت‏ فرمود: هل من ذاب یذب عن حرم رسول اللَّه❓ هل من موحد یخاف اللَّه فینا❓ هل من مغیث یرجو اللَّه فی اغاثتنا❓ یعنى آیا دفاع‏ کننده‏اى هست که از زنان و بچگان پیامبر خدا دفاع نماید❓ آیا یکتاپرستى هست که در باره ما از خدا خوف داشته باشد❓ آیا فریادرسى هست که براى فریادرسى ما به خدا امیدوار باشد❓ ناگاه صداى زنان به واویلا بلند شد❗️امام حسین علیه السلام متوجه خیمه ‏ها شد✔️ و فرمود: کودک مرا که على نام دارد بیاورید تا او را وداع▪️ نمایم. آنان آن کودک را به آن حضرت دادند. شیخ مفید می نویسد: امام حسین پسرش را خواست.➿ همان طور که آن کودک را میبوسید می فرمود: واى بر این گروه در آن موقعى که جدت پیغمبر خدا خصم آنان باشد❗️ همان طور که آن کودک در کنار امام حسین بود حرمله بن کاهل اسدى او را هدف تیر قرار داد و در کنار پدرش شهیدش کرد.😔 امام حسین علیه السلام خون گلوى آن کودک را می گرفت و به طرف آسمان می ‏پاشید. سید بن طاوس میگوید: امام حسین(ع) فرمود: چون این مصیبت مرا خدا می‏بیند برایم قابل تحمل است. امام محمّد باقر علیه السلام می فرماید: یک قطره از آن خون بزمین باز نگشت. گفته ‏اند: امام حسین(ع) به آن کودک فرمود: تو از بچه ناقه صالح کمتر نیستى❗️پروردگارا❗️ اگر یارى کردن را از ما گرفته‏اى پس این عمل را براى ما خیر و صلاح قرار بده. ♦️نقل دوم: نحوه شهادت حضرت علی اصغر(ع)💯 سبط ابن جوزى در تذکره از هشام بن محمّد کلبى نقل کرده که چون حضرت امام حسین علیه السّلام دید که لشکر در کشتن او اصرار دارند، قرآن📓 مجید را برداشت و آن را از هم گشود و بر سر گذاشت و در میان لشکر ندا کرد: بینى و بینکم کتاب اللّه و جدّى محمّد رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم. بین من و شما کتاب خدا و جدم رسول الله (ص) حاکم است. اى قوم❗️ براى چه خون مرا حلال مى‏دانید❓ آیا من پسر دختر پیغمبر شما نیستم❓ آیا به شما نرسید قول جدّم در حقّ من و برادرم حسن علیه السّلام: هذان سیّدا شباب اهل الجنّه؟ این دو دو سرور جوانان بهشتند. در این هنگام که با آن قوم احتجاج مى‏نمود ناگاه نظرش افتاد💢 به طفلى از اولاد خود که از شدّت تشنگى مى‏گریست، حضرت آن کودک را بر دست گرفت و فرمود: یا قوم! ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطّفل. اى لشکر❗️اگر بر من رحم نمى‏کنید پس بر این طفل رحم کنید. پس مردى از ایشان تیرى📌 به جانب آن طفل افکند و او را مذبوح نمود. امام حسین علیه السّلام شروع کرد به گریستن و گفت: اى خدا، حکم کن بین ما و بین قومى که خواندند ما را که یارى کنند بر ما، پس کشتند▪️ ما را، پس ندایى از آسمان آمد که بگذار او را یا حسین که از براى او مرضع یعنى دایه‏اى است در بهشت. و در کتاب احتجاج مسطور است که حضرت از اسب فرود آمد و با نیام شمشیر، گودى ⭕️در زمین کند و آن کودک را به خون خویش آلوده کرد پس او را دفن نمود. منبع: مباهله قرن 21 💥حق جو و حق طلب باشیم💥 🆔 @rozaneyeagahi