🔻 به ابراهیم (علیه السلام) امر می‌شود که: «طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْقَائِمِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ» (خانه‌ام را برای طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان و سجده‌کنندگان پاک و پاکیزه گردان)؛ اما فاطمۀبنت‌اسد (سلام الله علیها) را برای به‌دنیا آوردن امام علی (علیه السلام) به داخل کعبه می‌برد. طهارت کعبه به این است که علی (علیه السلام) در آنجا متولد شود. ان‌شاءالله حقیقت این ارتباط بین کعبه و امام در جریان ظهور امام زمان (عجّل‌الله‌له‌الفرج) آشکار شود. 🔻 ما باید زمینه را مهیا کرده، این حقیقت رابطه قبله و مقام ولایت را در خود و جامعه مان محقق و آشکار کنیم. اگر در دوره‌ای، کعبه در دست ظالمان است، این رابطه را از بین نمی‌برد؛ بلکه ظهور امام (علیه السلام) و ارتباط مؤمنان با ایشان، مخفی است و اگر کسی مراتب این رابطه را در خود داشته باشد، به‌طور حتم در آنجا به دیدار ایشان مشرّف خواهد شد. اگر با این نگاه حرکت کند، به هر طرف رو کند و هر عملی انجام دهد، خود را همراه امام می‌بیند. 🔻 اگر در روایت آمده که در روز دحوالارض، زمین از زیر کعبه از زیر آب بیرون آمد و خشکی‌اش پدیدار شد، سخنی پرمعناست. هم مفهوم ظاهری این مطلب، قابل بیان و تحقیق است (همان‌گونه که برخی محققان مصری، با تحقیقات زمین‌شناسی، به این نتیجه رسیده‌اند که کعبه در وسط زمین قرار گرفته است) و هم بنابر نظام معنوی. خداوند کعبه را به‌عنوان قوام هستی قرار داده است. روایت معروفِ «لَوْلَا الْحُجَّةُ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ» (اگر زمین از حجت خدا خالی باشد، اهلش را فرو می‌برد)،‌ می‌تواند معنای دقیقی از این مطلب ارائه دهد. در اینجا می‌توان نقش امام و کعبه در برقراری عالم هستی را به‌خوبی درک کرد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود‌ه‌اند: «مَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ الآخِرَةَ فَلْيَؤُمَّ هَذَا الْبَيْتَ» (هر کس خواهان دنیا و آخرت است، باید این خانه را قصد کند)؛ یعنی کعبه را امام خود قرار دهد. 🔻 بنابراین، قیام دین به قوام کعبه است. امام زمان (علیه السلام) نیز که قیام می‌کند، از کنار کعبه قیام می‌نماید. به‌همین‌دلیل، این روایت ناظر به یک حکم و امر انشائی است. یعنی برای گسترش و قوام دین، از اولین جاهایی که باید دین را در آن مستقر کرد، کعبه است و از آنجاست که به‌سرعت انتشار پیدا می‌کند؛ بنابراین از وظایف دوران غیبت، آزادسازی بیت‌الله از دست ظالمان و غاصبان است؛ و یکی از معانی گسترش زمین از زیر کعبه نیز همین گستردگی نظام وجودی و حقیقی است که از کعبه آغاز می‌شود و شعاع وجودی آن همه‌جا را فرا می‌گیرد. 🔸 🕋 قرآن کریم درباره مکه می‌فرماید: «وَ مَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا» ( آل‌عمران،٩٧) «و هرکه وارد آن شود، در امان است». این امن‌بودن شامل هر دو صورت امنیت می‌شود: هم امنیت ظاهری را می‌رساند، هم امنیت معنوی. از یک سو، حتی حیوانات در آنجا در امان هستند و اگر پشه‌ای روی دست حاجی نشست، حق ندارد او را دور کند یا بکشد، و از سوی دیگر، درون نیز در آنجا به امنیت می‌رسد. «حقیقت کعبه» ، همان «حقیقت امام» است و کسی که وارد مکه شود، مانند کسی است که به «محضر امام» رسیده است. کسی که به محضر امام می‌رسد، خود را مطیع او قرار داده و دیگر در «امنیت مطلق» است. 🔻 اگر به حقیقت کعبه، با تمام مراتبی که دارد، نگاه کنیم، می‌بینیم که در هر دوره‌ای، انسان کاملی می‌آید که ظهور کعبه است. و حقیقت کعبه همان حقیقتِ ولایتِ اوست. قیام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از کعبه شروع شد، و قیام فرزندش امام مهدی (ارواحنا فداه) نیز از همان‌جا آغاز می‌شود (کمال‌الدین، ج١، ص٣٣١). این‌طور نیست که آغاز حکومت‌های الهی از کنار کعبه، اعتباری و ظاهری باشد. به‌همین‌علت است که وقتی امام زمان (علیه السلام) از کنار کعبه ندا می‌دهد، اولین کسی که با او بیعت می‌کند، جبرئیل (علیه السلام) است (تفسیر قمی، ج٢، ص٢٠۵). 🔻 هنگامی که خداوند به ابراهیم (علیه السلام) می‌فرماید: «وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ» (حج، ۲۷) «و در میان مردم، برای حج بانگ برآور تا نزد تو آیند»؛ یعنی دیگران را نیز دعوت کن تا بیایند و مطیع امر الهی در تو شوند و مانند تو عمل کنند و به این مقامات برسند. حج این‌قدر کشش دارد که خداوند و خلیلش ابراهیم (علیه السلام) و حبیبش رسول الله (صلی الله علیه و آله) و آخرین حجتش امام زمان (ارواحنا فداه) دست انسان را بگیرند و به آن مراتب و کمالات برسانند. 🙏حالا که متوجه این ظرفیت معنوی حج شدیم، باید آن را باور کنیم و سپس طلب نماییم، تا با عنایت الهی، آن را محقق کنیم. تا وقتی که طلب و سوز نباشد، رسیدن به آن مراتب ممکن نیست. چراکه طلب است که فعلیت را نیز به‌دنبال می‌آورد. 🔸 🌐 منبع: صحبت های در برنامه سمت خدا، سیره تربیتی حضرت ابراهیم (عليه السلام) 🔸 @Salehy