....  🏴🏴🏴 در روز تاسوعا دو اتفاق مهم رخ داد. اول رسیدن امان نامه ی ابن زیاد به فرزندان ام البنین و دوم رسیدن دستور ابن زیاد به عمر سعد برای حمله به امام علیه السلام ابن زیاد نامه ای به دست شمر داد تا به عمر سعد برساند. در آن نامه عمر را سرزنش کرد که چرا کار را به درازا کشانده است! طبق دستور، اگر امام حکم ابن زیاد را پذیرفت، عمر می‌بایست ایشان را به کوفه ببرد، در غیر این صورت مامور شد تا امام را بکُشد و پیکرشان را به زیر سم اسب بکِشد! شمر وقتی نامه را دریافت کردقبل از حرکت از ابن زیاد خواست که برای فرزندان ام البنین امان نامه بنویسد. وقتی شمر به کربلا رسید امان نامه را به فرزندان ام البنین داد(عباس، عبدالله، جعفر، عثمان) و آنها را خواهرزاده های خود خطاب کرد. حضرت عباس به عنوان برادر بزرگتر، دست رد به سینه شمر زد. حال سوال اینجاست که شمر واقعا دایی آنها بود و دلش برای خواهرزاده‌ها سوخته بود!؟ شمر و بانو ام البنین هیچ نسبتی با هم نداشتند مگر اینکه از یک قبیله(بنی کلاب)بودند. در عرب رسم است(چنانچه ما ایرانی ها هم چنین آدابی داریم) افراد یک قبیله همدیگر را خواهر و برادر می‌دانند و فرزندانشان آنها را عمو و دایی و خاله خطاب می‌کنند. اینکه شمر دلش سوخته باشد برای کسی بعید است! (خدا بهتر می‌داند) اما اگر می‌توانست آن شب فرزندان ام البنین را از کاروان امام جدا کند، کار بزرگی کرده بود!!! به هر روی حضرت عباس و برادرانش دل به امان ابن زیاد نبستند و امام را رها نکردند. ادامه دارد... ‌‌🏴ســـراج بانوان البــــــرز ┏━━ °•🥀•°━━┓ @seraj_alborz ┗━━ °•🥀•°━━┛