من در آخرین هفته هستم. 👈 دیروز که برای پیاده روی بنابر گفته دکترم در یکی از خیابان های مشهد مشغول پیاده روی بودم.. 🐶 یه سگ به سمت من بدو بدو میکرد. اون لحظه زبونم بند اومده بود هیچ.. توان تکون خوردن نداشتم. و اون مرد راحت میخندید.😔 چشمام سیاهی میرفت و باز که میشد فقط میدیدم داره طرف م میاد.و من از ترس زیاد فقط خشک شده بودم.. فقط یه ان خدا کمک کردم و. تونستم بپرم تو خیابون.. دیشب تمام کار من ترس بود و گریه.. ⁉️ چرا مسئولین از خواب غفلت بیدار نمیشن.. چرا جلوی منکرات نمیگیرن.. واقعا اگه فرزندخودشون هم باشه همینقدر بی تفاوت میمونن؟!