✍ شب❰۲۰ بهمن سال ۱۳۶۴❱
❰ ۳۵ سال ❱ پیش ، منطقه "خسرو آباد " توی نخلستان کنار رودخانه اروندرود 🌊، بچه های گردان حضرت رسولﷺاز تیپ ⇇۴۴ حضرت قمربنی هاشم علیه السلام برای عملیات آماده می شدند شبی که باهم بودند عارفانه بود ، آنها ❰ ۳❱ ماه سخت تمرین آموزش ها را دیده و عاشقان خمینی (ره) ، آماده ی خط شکنی بودند👊
آنها می دانستند فردا شب بعضی از دوستانشان
#شهید می شوند ، حال و هوای معنوی آن شب را خیلی سخت
می شود بازگو کرد ، هم باصفا و هم دلگیر وغمگین بود 😢
ساعت ❰ ۴ ❱ صبح علی مومنی طلبه عزیز
صدا زد مصطفی بلندشو وضو بگیر
خواب بس است ✘ بلندشو بریم داخل نخلستان نماز بخونیم . وضو گرفتم و باهم به نخلستان رفتیم و نماز شب خواندیم 🤲 علی حال عجیبی داشت ، خلاصه اذان صبح را گفتند و بچه ها آمدند پشت سر علی نماز صبح را به جماعت خواندیم ، بعد از اینکه صبحانه را توی سنگر خوردیم علی گفت: حمام برویم که وقتِ
#غسل_شهادت است امشب وقت رفتن است ✓
شب با پیام فرمانده گردان"حاج علی صادقی" همه ی بچه ها از سنگرها بیرون آمدند و آماده شدند، من چند روز قبل عطر تیروز خریده بودم رفتم جلوی ستون گردان و شروع کردم زیر گلوی بچه ها عطر زدن رزمندگان گردان با یک شور و حال خاصی سوار 🛶 قایق ها شدند ، غواص ها خط اول را شکسته بودند ، و گروهانها یکی پس از دیگری
وارد عمل می شدند••• ✓
ادامه دارد....
◈─═─═─═─═─═─═─◈
⇩⇩⇩
🆔
@shababazahra
#گروه_فرهنگے_جهادے_شباب_الزهراﷺ↑↑