از سید جمال چه می‌دانیم؟! بسم الله الرحمن الرحیم وصلی الله علی محمّد وآله الطاهرین. جهان اسلام و جامعه‌ی شیعه در صد ساله‌ی اخیر، شاهد خیزش‌ها و نهضت‌های عظیمی بود که انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی بزرگترین آن‌ها است. عالمان دینی در این قرن، با بیدارگری و تلاش در راه آگاهی‌بخشی توده‌ها، سعی در احیای مجد و تمدن اسلامی در قرون اولیه‌ی ظهور اسلام را داشته‌اند. نهضت مشروطیت، نهضت تنباکو، و ... تنها گوشه‌هایی از مجاهدت‌های عالمان متعهد و دردآشنا و دغدغه‌مند بوده که در بین جوامع اسلامی از شهرت بسزایی برخوردارند. سید جمال‌الدین اسدآبادی عالمی بود که در راه بیداری اسلامی رنج‌ها و سختی‌های فراوان کشید. او که عالمی آگاه و فقیهی عالم به زمانه‌ی خویش بود، استبداد حاکمان سرزمین‌های اسلامی، بی‌خبری و بیسوادی عامه‌ی مسلمین، نبود تشکیلات منسجم فکری و رسانه‌ای در زمینه‌های مختلف برای پیگیری وضعیت اهل قبله در اقصیٰ‌نقاط عالم، دور ماندن ملت اسلام از چرخه‌ی پیشرفت تمدن روز بشری، تفرقه‌ی شدید میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی در تمام دنیای اسلام، استیلای بیگانگان بر شئون و سرنوشت کشورهای مسلمان، و ... را به خوبی درک کرده بود و برای درمان این دردهای مزمن از هیچ کوششی دریغ و فروگزار نکرد. بیدارگر مشرق‌زمین اخلاص در مبارزه و روشنگری را تا بدان‌جا سرلوحه‌ی کار خویش قرار داد که هرگونه علقه‌های سرزمینی و قومی را از خویش زدوده، آوارگی و بی‌وطنی [بخوانید تعلق خاطر به وجب به وجب جهان اسلام بدون ترجیح جایی بر جای دیگر] را اختیار کرده، حتی تعصبات غیرضروری مذهبی را در خویشتن خویش کمرنگ کرد تا همه‌ی مسلمانان با هر گرایشی و بلکه همه‌ی موحدان با هر دینی، او را از خویش دانسته، ندای دعوت او به فطرت انسانی الهی را پاسخی در خور بدهند و آن بشود که آن رهبر بزرگ برایش مبارزه می‌کرد. ایران، عراق، افغانستان، ترکیه، هندوستان، پاکستان، مصر، انگلستان، و ... جای‌جای آسیا و اروپا و ... ریز قدم‌های آن اصلاح‌گر اهل جهاد و مقاومت، گز شد تا گوش‌ها و جان‌های آزادی‌خواهان عالم را با ندای اسلام‌خواهی خود همراه سازد. در خاطرات سید خواندم که به دنبال تصویب طرح استعماری امتیاز تنباکو، نامه‌ای به میرزای بزرگ شیرازی (و نامه‌هایی به دیگر مراجع و علمای وقت در سراسر جهان شیعه) نوشته، با افشاگری نسبت به بی‌لیاقتی و بی‌کفایتی شاه قاجار در اداره‌ی کشور، ایشان را به خلع ناصرالدین‌شاه تشویق کرده است. شاید نتیجه‌ی افکار وی بود که یکی از مبرّزترین شاگردانش «میرزا رضا کرمانی» را به شستن دست از جان، و ترور انقلابی آن شاه خائن و خودکامه، سوق داد. سید جمال در مصر با تأسیس «حزب الوطنی» چنان موجی از اسلام‌خواهی ایجاد کرد که می‌رفت طومار سروری اروپائیان و غربیان را در هم بپیچد؛ اما این دست‌های خائن و کارشکن و جاسوس‌های سالوس بودند که با برانگیختن احساسات دست‌اندرکاران ممالک غربی از یک‌سو، و بدنام کردن وی در چشم حکام ملی و محلی مصر از سوی دیگر، زمینه‌های منع سید جمال از هرگونه فعالیت اجتماعی‌ای در مصر، و بلکه اخراج وی از آن کشور را فراهم آوردند. سرانجام بعد از عمری مجاهدت، در ۱۸ (یا ۱۹) اسفند سال ۱۲۷۵ ه‌ش در دیار غربت به دیدار حق شتافت؛ و برخی بر آن‌اند که سید را به شهادت رسانده‌اند. امروزه مزار سید جمال‌الدین اسدآبادی در دانشگاه دارالفنون کابل مورد احترام است. در تقویم رسمی ایران، روز درگذشت سید جمال را روز بزرگداشت وی ثبت کرده‌اند. روحش شاد. والسلام علیکم ورحمةالله وبرکاته علی‌رضا احمدی دهبالایی (ایلامی) جمعه ۱۸ اسفند ۱۴۰۲ ؛ ۲۷ شعبان ۱۴۴۵ @shabnamshabna