صفحه ۶ از ۷
دکتر کلانتری، ادامه داد: در آیه ۲، سوره انفال آمده است؛ «إِنَّمَا ٱلمُؤمِنُونَ ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَجِلَت قُلُوبُهُم وَإِذَا تُلِيَت عَلَيهِم ءَايَتُهُۥ زَادَتهُم إِيمَنا وَعَلَى رَبِّهِم يَتَوَكَّلُونَ»؛ «مؤمنان كسانى هستند كه چون نام خدا برده شود خوف بر دلهاشان چيره گردد و چون آيات خدا بر آنان خوانده شود ايمانشان افزون گردد و بر پروردگارشان توكل مىكنند». این گرایش توحیدی است؛ اما بعضیها هم هستند که به محض اینکه قرآن خوانده میشود، به آن بی توجهی میکنند؛ «وَإِذَا قَرَأتَ ٱلقُرءَانَ جَعَلنَا بَينَكَ وَبَينَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤمِنُونَ بِٱلأخِرَةِ حِجَابا مَّستُورا»؛ «و هنگامی که قرآن میخوانی، میان تو و آنها که به آخرت ایمان نمیآورند، حجاب ناپیدایی قرارمیدهیم». (آیه ۴۵، سوره اسراء). چنین فردی موحد نیست؛ عملهای ما نشان دهنده توحیدی بودن یا نبودن ما هستند.
رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، در توضیح پنجمین اثر «توحید» در ذهن و زندگی فردی و اجتماعی انسان، گفت: توحید آنگاه که بهطور واقعی درجامعهای جریان مییابد، بدون شک آن جامعه صاحب ویژگیها و مختصاتی میشود که هرگز در جامعه مشرک نمیتوان از آنها سراغ نمود. جامعه توحیدی، جامعهای است که روح توحید در همه زوایای آن حضور دارد، هم در فرهنگش، هم در تعلیم و تربیتاش، هم در نظام تجاری و اقتصادیاش، هم در نظام قانونگذاریاش، هم در نظام سیاسیاش، هم در نظام قضائیاش، هم در روابط اجتماعیاش، هم در سبک زندگیاش، و ... . قرآن کریم فلسفه اصلی بعثت همه پیامبران الهی را نهادینه کردن روح توحید در میان امتّها و پرهیز دادن از شرک عنوان کرده است؛ «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ...»؛ «ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که: "خدای یکتا را بپرستید؛ و از طاغوت اجتناب کنید"» (آیه ۳۶، سوره نحل).
وی ادامه داد: جریان یافتن روح توحید در نظام سیاسی جامعه اسلامی به این است که مدیریت و سکّان اصلی جامعه در دست انسانهایی قرار گیرد که افزون بر همه شایستگیهای اخلاقی و علمی و عملی، از اذن خداوند به عنوان ولیّ و حاکم اصلی بر هستی، برای اِعمال قدرت و به اجرا گذاشتن دستورالعملهای سیاسی، اجتماعی اسلام در متن جامعه برخوردار باشند. با وجود چنین اذنی، ولیّ و امام مشروع جامعه مشخص میشود و ولایتش در طول ولایت خداوند و به تعبیری مظهر ولایت خداوند در جامعه خواهد بود.
دکتر کلانتری خاطرنشان کرد: هیچ کسی در اندیشه سیاسی یا مدل حکومتی اسلام، منکر علم، تخصص، اخلاق و مدیریت نیست، همه اینها باید وجود داشته باشد اما همراه با اذن خدا. حاکم و ولی توحیدی جامعه اسلامی، چنین ویژگیهایی دارد. اگر همه چیز وجود داشته باشد اما «اذنالله» نباشد، این مصداق شرک است. زیرا همه ولایتها متعلق به خدا است، کسی که میخواهد نقش حاکمیتی خدا را در این حوزه ایفا کند مگر میتواند بدون اجازه صاحب اصلی چنین کاری را انجام دهد؟؛ لذا باید از جانب الله اذن داشته باشد.