درود و ادب و صبح بخیر و خوشی حاج آقا❤️❤️❤️🙏🙏🙏
دلنشین و کامل 🙏❤️
انرژی مثبت شما 🙏❤️🙏
و پسر معروف نوح که با بدان بنشست و خاندان نبوتش گم و گور شد و از این لحاظ معروف شد و نیز لحاظ قوی تر معروف شدنش مقایسه ای شد با سگ اصحاب کهف که روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد🙂
پیام های عصبی که در رگ های عصبی بدن جریان پیدا می کند و دستورات مرکز کنترل یعنی مغز را به اعضا می رساند ؛ پالس های الکتریکی هستند و الکتریسته دارای میدان مغناطیسی است یعنی در اطراف خود میدانی ایجاد می کند و در اثر همنشینی موجودات زنده با همدیگر ، خواه انسان با انسان یا انسان با حیوان و گیاه و بالعکس، این میدان های مغناطیسی بر هم تاثیر می گذارند و انرژی تبادل می کنند. این زبان زبان انرژی ست و الفبای آن در دل آن تعبیه شده و فعال است و این جدای دریافت های ما از حواس پنجگانه است.
این تبادل و تاثیرپذیری حتی بدون آشنایی و ارتباط کلامی و ... انجام می شود.
اما فضا و مکان خود داستان دیگری دارد. در هستی همیشه هستی وجود دارد و عدم و نیستی نیست! ( ازپارادوکس این جمله بگذریم) هستی یعنی هستی یعنی هیچ ایده، فکر، عمل، حرکت و نتیجه ای نیست نخواهد شد.
از طرفی هر جزیی از هستی منحصر بفرد است و هر عملی نیز منحصر بفرد است. یعنی مکثرات همممم مجرد هستند.
برای مثال نحوه تکان دادن دست انسان در یک زمان مشخص و در یک مکان مشخص و نوع جابجایی ذرات کوانتومی و هوای اطراف آن در آن لحظه نیز منحصر بفرد است و برای همیشه در بایگانی ذهن هستی می ماند. همینطور نیت عمل انجام شده و ایده و فکر انسان حتی اگر به مرحله عمل نرسد در بایگانی هستی باقی می ماند.
این نیز خود انرژی ست هم تاثیرگذار و هم قابل انتقال.
یعنی فضای حضور ما و مکان اطرافمان نیز دارای انرژی پتانسیل ذخیره شده است مثلا در فضایی که سال ها برای مظلومیت امام حسین (ع) سینه زنی شده است و دست ها برای زدن روی سینه در عزای اباعبدالله حرکت کرده است، این جابجایی ها میدان های انرژی موجود را تغییر و در جهت مثبت ارتقا داده است و از بین نرفته و نمی رود و بار انرژی آن فضا را مثبت نموده است و همینطور نیز بالعکس آن صادق است.
حال این مطلب را بگذارید در کنار میدان مغناطیسی زمین که فضای اطراف زمین را تا دوردست ها احاطه کرده است.
تداخل این میدان ها و اثر پذیری آن ها از همدیگر پیچیده و علمی و غیرقابل انکار است.
هر موجود زنده از جمله ( جماد، نبات، حیوان و انسان ) در هر لحظه و در عین واحد بصورت ناخوداگاه و غیر ارادی در حال انجام چند کار مهم زیر است؛
دریافت، ثبت، اثر پذیری، ارتقا یا کاهش، ارسال
و کمال انسان در این است که این چند کار را بصورت خودآگاه و با اراده و دقیق و صددرصد و از منبع اصلی و صحیح انجام دهد.
همان کاری که حضرت محمد مصطفی ( جان و دل و عشق ) بصورت صددرصد ( و این صددرصدی بودن مهم ترین چیز است ) انجام داد. یعنی دریافت، ثبت و ارسال
و از خود چیزی بر آن نیفزود و از آن کمنکرد.
از هیچکس اثر نپذیرفت.
تمام حواس ورودی خود را از کار انداخت.
تمام میدان های مغناطیسی خود را تحت کنترل درآورد.
تمام میدان های مغناطیسی افراد اطراف خود را کنترل کرد.
انباشت های انرژی تمام فضاها و مکان های اطراف خود را کنترل کرد.
محمد صفر شد و صفر ماند و این صفر شدن و صفر ماندن کمال انسانیت است و اصلا کار کمی نیست. اصلا کار کمی نیست.
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد