اگر بیتابی من خاطرت را میکند محزون
غمت را مثل تیری از دل خون میکشم بیرون
تو هم شادابیام را دیدی و هرگز نفهمیدی
که چون نیلوفری گل کردهام در برکهای از خون
در آغوش«وداعم»با تو و هر«بوسهای»امشب
هجوم تلخی«معنا»ست بر شیرینی«مضمون»
کمر خم کرد هرکس برد بار عشق را بر دوش
«جوان» شد پیر، «گل»شد سربهزانو،«بید»شد مجنون
هدر شد مستیام در یاد دیروز و غم فردا
بنوش از بادۀ اکنون، خوشا اکنون، خوشا اکنون
#فاضل_نظری
📕وجود/ #اکنون
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7