من از ازل در این خانه بودم و هستم
به بارگاه تو عمریست عبدِ پا بستم
چو در اَلَست به احوال من نظر کردی
دگر زِ قِیدِ دو گیتی به آن نظر رَستَم
از آن زمان که وصال تو آرزو کردم
زِغیر ، رشتهٔ آمالِ خویش بُگسَستَم
از آن زمان که سبو از یَد تو بگرفتم
سبویِ غیرِ تو را ترک گفته ، بشکستم
هزار شاه بَرَد رَشکِ حال و روز مرا
که من به کوی سخای تو بنده ای پَستَم
تو ثامن الحُجَجی ، هشتمین امام مَنی
منم که بر سر کویت ، به اشک بنشستم
میان سجده ی شکرم ، رضا رضا گویم
که در تلاطم نامت همیشه سر مستم
به جان حضرت نجمه ، به حق بابایت
بگیر روز جزا ، ای اُمید من دستم
صفای طوس ، فزون از صفای بیت و صفاست
قسم به عشق که حَجَّم طواف کوی رضاست
همیشه در دل محزون بُوَد بهانه تو
پریده مرغ دلم بهر آب و دانه تو
هر آن کسی که در او نو ایزدی پیداست
بُوَد به لوح دلش یا رضا ، نشانه تو
شود چو غنچه شکوفا وجود انسان از
بهار عشق تو و مهرِ جاودانه تو
شفا نه دست طبیبان این زمانه بود
شفای درد بُوَد خاک آستانه تو
خدا کند که شود نامه ام به حشر ، سپید
ز برگ سبزی از آن لطف بی کرانه تو
به وقت دادن جان گفته ای که با تو خورند
غذای خویش ، غلامان و اهل خانه تو
در آن دمی که نهادی به خاک حجره سَرَت
بیامد آن خَلَف و زاده یگانه تو
در آن دما که سِپُردی تو جان به حضرت دوست
سرت گرفت به بر طفل نازدانه تو
اگر داغ تو بهر قلوب آذر بود
به دشت کرببلا روضه جور دیگر بود
تمام دشت ز سوگی عظیم غوغا شد
دو چشم دهر از این شرحِ درد دریا شد
به باغ خلد پیمبر ز ماتم شِبهَش
هلال وار قدش همچو مرتضی تا شد
میان معرکه ی کفر و دین به کرببلا
کمال غربت آل علی هویدا شد
زداغ و محنت پور حسین،اشک عزا
روان ز چشمه ی پاک دو چشم سقا شد
چو پیکر علی اکبر به خاک و خون افتاد
بلند ناله جانسوز امّ لیلا شد
ز بغض حیدر کرار در کشاکش جنگ
تنش ز حَربه کفار اِرباً اِرباً شد
حسین رفت کنار جنازه ی پسرش
فغان و ناله او تا به عرش اعلا شد
چو یاسِ روی علی را چنان شقایق دید
دوباره زنده بر او خاطرات زهرا شد
خدای من من بده بهر سفر مرا توشه
برات و تذکره طوس و قبر شش گوشه
🔴 این شعر در سال ۸۶ سروده شده
#دلنوشته
#امام_رضا
#شهادت_امام_رضا
@sherosabk