🌺🍃🌺🍃🌺
من یک پرستارم .پرستاری که پا به پای دلبند بیمارم درد کشیدن را آموختم .تحمل را ، رنج را لحظه به لحظه تجربه کردم .یاد گرفتم میتوان در اوج ناتوانی صبور ومهربان هم بود .پرستارم اما نه انتظار دارم نه هرگز کسی خواهد گفت خسته نباشی .پرستارم اما حق وحقوقی تعیین نکرده ام برای خستگی هایم .بیمارم برایم بیمار نیست دلبند است .چشمانم گره خورده به صورت بیمارم به لبخندش ، به رضایتش ، به وجودش .
به اندازه ی بیمارم مظلومم .قلبم از جنس حریر نازکتر واز فولاد سختتر است .تمام تلاشم را کردم برای ساختن زندگی بهتر برای بیمار دلبندم اما .......😔این اما کشت مرا .با این اما چه شبها که تا صبح اشک نریختم .چه روزها که تا شب ندویدم 😔من کم نگذاشتم اما نشد که بشود .دستهای بیمار دلبندم را گرفتم که بلندش کنم اما ......
او ندوید .راه نرفت .مادر صدایم نکرد ؛ نتوانست ، نتوانست ، نتوانست....
موهایم سپیدتر وصورتم پر چین تر شد . استخوان هایم سوخت .درد را با تمام وجود حس کردم .از دنیا فاصله گرفتم که بیشتر کنار بیمار دلبندم باشم اما فقط خود شکستم .
آنقدر غریب بودم که هیچکس حتی در مقام پرستارم ندانست که این روز را به من فقط تبریک بگوید . آنقدر غریب ماندم که حتی خودم هم خودم را پرستار نمیدانم .شاید اسمم روزی روزگاری مادر نیز بوده 😔😔😔😔 کاش روزی زحمتهایم به ثمر بنشیند .کاش خدا صدای ضربان قلبم را بشنود .کاش یک معجزه انتظار مرا نیز میکشید 😔
روزم مبارک .من تنهاترین ومهجورترین پرستار دنیا هستم
تقدیم به همه ی پرستاران بی نام ونشان از جنس آسمان ❤️
تقدیم به تمام پدران و مادرانی که فرشته ای از جنس نور دارند❤️❤️
🔰 "صبح میبد"؛ پرمخاطبترین کانال رسمی خبری میبد
@sobhemeybod