آفتاب شهر
بشنیده ام مادر ز بابا رو گرفتی
ای کشتی عالم چرا پهلو گرفتی
تو آفتاب شهر بودی در مدینه
از ظلم کین دشمنان سوسو گرفتی
وقتی علی را در میان کوچه بردند
با گریه از فضه سراغ او گرفتی
چون شیر حق را دست بسته دیدی آن دم
شال علی با قدرتِ بازو گرفتی
قنفذ که دید آن همّت زهرایی تو
زد با غلاف و ذکر لب یاهو گرفتی
رویت به سوی مضجع بابا نمودی
با ناله راه دشمن از هر سو گرفتی
محمود بهرامی اراک
#حضرت_زهرا
#کمیل
#شعله_ای_زیر_خاکسترها
https://eitaa.com/sholeizirekhakestarha