يك جعبه آب نبات ترش داخل ساكش گذاشتم اما سه ماه گذشت از او بي خبر بود بي تابي مي كردم كه يكي از دوستان همرزمش براي اينكه دلم را آرام كند گفت ديروز با هم بوديم با اين نشانه كه آب نبات ترش خورديم آنجا بود كه دلم آرام گرفت و خوشحال شدم.
دلتنگی های مادر شهیدچدانی
#یاران_خراسانی
✍
دختر زعفران