همه چی از عشق من به حسین پسر خالم شروع شد، از همون بچگی آنقدر گفتن و گفتن که نشون کرده همین که به خودمون اومدیم و دیدیم واقعا باورمون شده ما مال همیم تا اینکه درست روز عروسیمون حسین منو با کلی مهمون ول کرد و رفت کانادا بدون هیچ حرفی...حالا پنج سال گذشته و من امشب شب عروسیمه اما همین که خطبه عقد جاری شد و به محظ اینکه خواستم بگم بله با صدای کسی که گفت:
-این عقد باطله...🔥
با ترس قرآن و بستم که نگاهم قفل شد توی چشمای به خون نشسته حسین...
😭👇💔
https://eitaa.com/joinchat/2847342765Ce86d212110عشقی که برای بار دوم زندگیمو به نابودی کشوند جلوی همه آبرومو برد🔥