شُــروق الشمس.
کجا میتوانستم بروم؟ مقصد نهاییام کجا بود؟ انتهای این شنزار به کجا ختم میشد؟ ترسی تمام وجودم را گرفت،ترس از تنهایی؛ گویی که ستارهای در اعماق کهکشان تاریک،گمشده باشد.