حال که معتبرترین نسخه خطی این رساله مشخص شد باید سلسله رجالیه این رساله را در همین نسخه خطی بررسی کنیم که بدین شکل است (قسمتهایی از متن را برای اختصار حذف کردیم)👇:
📖متن:
«أَخْبَرَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ هَارُونُ بْنُ مُوسَى التَّلَّعُكْبَرِيُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامِ بْنِ سُهَيْلٍ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُور قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي وَ كَانَ عَالِماً بِأَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ خَاصّاً بِهِ مُلَازِماً لِخِدْمَتِهِ وَ كَانَ مَعَهُ حِينَ حُمِلَ مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى الْمَأْمُونِ إِلَى خُرَاسَانَ وَ اسْتُشْهِدَ ع بِطُوسَ وَ هُوَ ابْنُ تِسْعٍ وَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ كَانَ الْمَأْمُونُ بِنَيْسَابُورَ وَ فِي مَجْلِسِهِ سَيِّدِي أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا ع وَ جَمَاعَةٌ مِنَ الْفَلَاسِفَةِ وَ الْمُتَطَبِّبِينَ... فَجَرَى ذِكْرُ الطِّبِّ وَ مَا فِيهِ صَلَاحُ الْأَجْسَامِ وَ قِوَامُهَا فَأَغْرَقَ الْمَأْمُونُ...َ وَ أَبُو الْحَسَنِ ع سَاكِتٌ لَا يَتَكَلَّمُ فِي شَيْ ءٍ مِنْ ذَلِكَ فَقَالَ لَهُ الْمَأْمُونُ مَا تَقُولُ يَا أَبَا الْحَسَنِ فِي هَذَا الْأَمْرِ الَّذِي نَحْنُ فِيهِ مُنْذُ الْيَوْمِ فَقَدْ كَبُرَ عَلَيَّ وَ هُوَ الَّذِي لَا بُدَّ مِنْهُ وَ مَعْرِفَةِ هَذِهِ الْأَغْذِيَةِ النَّافِعِ مِنْهَا وَ الضَّارِّ وَ تَدْبِيرِ الْجَسَدِ فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ ع عِنْدِي مِنْ ذَلِكَ مَا جَرَّبْتُهُ وَ عَرَفْتُ صِحَّتَهُ بِالاخْتِبَارِ وَ مُرُورِ الْأَيَّامِ مَعَ مَا وَقَفَنِي عَلَيْهِ مَنْ مَضَى مِنَ السَّلَفِ...وَ أَنَا أَجْمَعُ ذَلِكَ لِأَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ مَعَ مَا يُقَارِبُهُ مِمَّا يَحْتَاجُ إِلَى مَعْرِفَتِهِ قَالَ وَ عَاجَلَ الْمَأْمُونُ الْخُرُوجَ إِلَى بَلْخٍ وَ تَخَلَّفَ عَنْهُ أَبُو الْحَسَنِ ع فَكَتَبَ الْمَأْمُونُ إِلَيْهِ كِتَاباً يَتَنَجَّزُ مَا كَانَ ذَكَرَهُ...فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَبُو الْحَسَنِ ع كِتَاباً هَذِهِ نُسْخَتُهُ»
📝ترجمه: «ابو محمد هارون پسر موسی تلعکبری که خدا از او خشنود باشد ما را آگاه کرد و گفت: محمد بن همام پسر سهیل رحمة الله علیه حدیث آورد برایمان و گفت: حسن پسر محمد بن جمهور برایمان حدیث آورد و گفت: پدرم برایم حدیث آورد در حالی که عالم به امام رضا ع که درود خدا بر او باد و از افراد خاص ایشان و ملازم و همراه در خدمت ایشان بود و نیز هنگامی که امام از مدینه تا خراسان به سوی مامون برده شد و در مشهد شهید شد در حالی بود که پدرم چهل و نه سال سن داشت و گفت: روزی مامون در نیشابور بود و در مجلسش سرورم امام رضا ع و گروهی از فلاسفه و پزشکان نیز بودند...که حرف طب و آنچه در آن صلاح اجسام و قوام آنهاست به میان آمد سپس مامون غرق در خود شد... و امام رضا ع هم ساکت بود و سخنی از چیزی در این باب نمیگفت پس مامون به او گفت: ای اباالحسن! در این امری که امروز ما در بحث درباره آن هستیم و فهمش بر من سخت شده و این هم چیزی است که هیچ چاره ای از آن و از شناختن غذاهای سودمند در حیطه آن و ضررها و دستورات بدن، نیست، چه میگویی؟ سپس امام رضا ع به او فرمود: از این امور نزد من چیزهاییست که تجربه اش کردم و به درستی اش با آزمایشات و گذر ایام پی بردم به همراه آنچه که گذشتگان من (یعنی پدرانم یعنی ائمه ع) بر من وقف نمودند...و من همه آنها را برای امیرمومنان جمع میکنم به همراه آنچه که این رساله را به آن چیزهایی که نیاز به شناختش داری نزدیک میکند. (محمد بن جمهور گفت): و مامون به سمت بلخ سفر کرد و امام رضا ع جانشین او شد سپس به ایشان نامه ای نوشت که آنچه ذکرش شد را دربرمیگیرد... سپس امام رضا ع هم به سوی او نامه ای نوشت که نسخه آن اینست (یعنی همین رساله ذهبیه)»