🔰 ۲_دیپلماسی اجبار و نادیده گرفتن سیگنالهای سازنده ایران
دولت آمریکا بعد از اعلام دیپلماسی ظریف در ایالاتمتحده نهتنها واکنش مثبت نشان نداد، بلکه هواپیماهای تهاجمی اف۳۵ خود را به حوزه منطقهای به ویژه امارات عربی متحده اعزام کرد. به موازات چنین اقدامی، دو ناو هواپیمابر آمریکایی ازجمله ناو آبراهام لینکلن در دریای مدیترانه مستقر شده اند. انجام چنین اقداماتی نشان میدهد که سیاست آمریکا نهتنها تحتتاثیر سفر دیپلماسی سازنده ظریف قرار نگرفته، بلکه تلاش دارد تا ادبیات و الگوهای تهاجمیتری را در دستور کار قرار دهد. در این فرآیند، آمریکاییها تلاش دارند تحریمهای دیگری را در قالب سیاستهای جدید برای ایجاد اختلال در همکاریهای هستهای با ایران پیگیری کنند. آمریکاییها حتی تلاش دارند تا زمینه توقف فعالیت نیروگاه هستهای بوشهر را به وجود آورند. آنان سیاستهای جدید را در حالی تنظیم کردهاند که حقوق هستهای ایران در چارچوب NPT و برجام نادیده گرفته میشود. در چنین شرایط و فضایی هیچگونه نشانهای از همکاریهای سازنده در روابط آمریکا با ایران مشاهده نمیشود.
واقعیتهای موجود بیانگر آن است که ایالاتمتحده فشارهای حداکثری را برای محدودسازی قدرت ایران در دستور کار قرار داده است. فشارهای حداکثری در حوزه تحریمهای هستهای، محدودیتهای اقتصادی و فشارهای فزاینده بینالمللی برای وادارسازی سایر کشورها، به عدم همکاری با ایران اشاره و استناد دارد. در چنین شرایط و فضایی میتوان به این جمعبندی رسید که سیاست آمریکا بر افزایش فشار اقتصادی و محدودیتهای بینالمللی تکیه و تاکید دارد. روندی که به گونهای اجتنابناپذیر منجر به تصاعد بحران در روابط ایران و آمریکا خواهد شد. واقعیت آن است که چنین فشارهایی بخشی از سیاست دیپلماسی اجبار ایالاتمتحده در مقابله با ایران خواهد بود.
۳_ آینده سیاست آمریکا؛ مهار، محدودسازی و گسترش بحران
🔻سیاست آمریکا هیچگونه نشانهای از انعطاف و تعدیل را منعکس نمیسازد. بنابراین طبیعی خواهد بود که کارکرد دیپلماسی اجبار در برخورد با ایران ادامه پیدا کند. روندی که میتواند چالشهای جدیدی را برای جمهوری اسلامی در حوزه اقتصادی و امنیتی به وجود آورد. در چنین شرایطی، سیاست وقفه نیز ماهیتی پرابهام خواهد داشت. برخی از تحلیلگران به این موضوع اشاره دارند که باید ایران تا سال ۲۰۲۱ سیاست مماشات، وقفه و ابهام را در پیش گیرد. واقعیت آن است که هرگونه مماشات میتواند چالشهای جدیدی را در برابر آینده اقتصادی و امنیتی ایران به وجود آورد.
واقعیتهای موجود سیاست ترامپ را میتوان در افزایش بحران و شرایطی دانست که ایران بر طبق آنها مجبور شود تا از سازوکارهای مقابلهجویانه یا مماشات فزاینده استفاده کند. چنین سیاستهایی طبعا با الگوی رفتاری ترامپ برای افزایش فشار در جهت تسلیم ایران تنظیم شده است. ترامپ درصدد است تا الگوهای پرمخاطرهتری را در ارتباط با ایران بیازماید. چنین الگوهایی میتواند زمینه گسترش بحران در محیط منطقهای را فراهم سازد. اگر ایران از سازوکارهای انعطافپذیر بدون پشتوانه استفاده کند، طبیعی است که در آینده با محدودیتهای بیشتری از سوی ترامپ روبهرو خواهد شد. بهرهگیری از سیاست انفعالی به امید سال ۲۰۲۱ بدترین نتایج را برای سیاست خارجی و امنیتی ایران به بار خواهد آورد. به همانگونهای که قرار گرفتن در وضعیت رویارویی و درگیری، چالشهای امنیتی پایانناپذیری را برای ایران، خاورمیانه و حتی نظام جهانی ایجاد خواهد کرد. در چنین شرایط و فضایی، میتوان این پرسش را مطرح کرد که گزینههای ایران برای عبور از بحران دوران موجود چیست و چه الگوهایی میتواند بیشترین مطلوبیت و کمترین هزینه را برای ایران به وجود آورد؟⬇️
💠
eitaa.com/joinchat/1887830016Ca0751285a2
✔️ ناگفته ها را اینجا بخوانید☝️