↫ بسمـ الله الرحمنـ الرحیمـــ ↬ اللّهُمَّ صَلِّ علیٰ مُحمَّدٍ و آل مُحمَّدٍ و عَجِّل فرَجَهُم. 🔹مسئله ۶۹،اشتغال العامل عن المعمول🔹 . (ا)در مثال"شاورتُ الخبیرَ"فعلِ شاورت، الخبیرَ را به عنوان مفعول به،نصب داده است،تقدم این مفعول بر عاملش،به خاطر سبب های بلاغی یا غیر بلاغی جایز است. مفعول به،بر عاملش مقدم شود، یکی از دو شیئ زیر در محل مفعول به حلول میکند. ✔️اول ضمیری که فعل در او عمل کرده و عود میکند به مفعول سابق،مثل"الخبیرُ شاورتُه"(ها،ضمیری است که حلول میکند در محل مفعول سابق و فعل به این ضمیر اکتفاء میکند) ✔️دوم،اسم ظاهر دیگری که باز هم فعل در او عمل کرده و این اسم دارای ضمیر عائد ی است به اسم مقدم،(مفعول به سابق) مثل"الخبیر شاورتُ زمیلَه"(زمیل،سببی است برای ارتباط ضمیر با اسم مقدم و نوعی ارتباط با اسم مقدم دارد) سبب در این مثال مضاف است،گاه سبب متبوع است و نعت مشتمل بر ضمیر است،مثل"التجارةُ عرفتُ رجلاً یتقنها"(جمله یَتْقَنُها،نعتی است دارای ضمیر عائد) و گاه سبب،متبوع است به عطف بیان،مثل"الصدیقُ اکرمتُ الوالدَ اباه"و گاه متبوع است به عطف نسق به واو،مثل"الزمیلةُ اکرمتُ الوالدَ و اهلَها" سایر توابع صلاحیت سببیت واقع شدن را ندارند. توجه:در صورتی که ضمیر یا سبب حذف شود،فعل،اسم مقدم را به عنوان مفعول به نصب میدهد. (ب).متعدی بی واسطه(بنفسه)بودنِ فعل متصرف قطعا لازم نیست،گاه فعل،متعدی به حرف جر است.مثل"فَرِحْتُ بِالنَصْرِ"در این مثال نیز بعد از تقدم"النَصرِ"فعل به واسطه حرف جر در ضمیر یا سبب عمل میکند.مثال"النصرُ فَرِحتُ به" یا النصرُ فرحت بابطالِه. در اینجا نیز حذف ضمیر یا حذف سبب جایز و در صورت حذف،"النصر"به محل قبلی خود برمیگردد.(فَرِحتُ بالنصرِ). دارد. وافی جلد دوم خلاصه صفحه ۱۰۰ تا ۱۰۲ https://eitaa.com/joinchat/2729246727C8ff5234cd0