بسمه تعالی منتظر بودم تب­ و ­تاب این هفته سپری شود. تبریک­ ها و تقدیرها تمام شود. طرح­ها و پروژه­ ها بهره ­برداری شود تا بتوانم چند خطی درباره­ ی آدمها بنویسم. اما نه برای معتادان نیازمند درمان و کمک و نه در جهت یک گرامیداشت فرمالیته از این هفته برای تشکر از مسئولان، بلکه برای همکاران مظلوم خودم. برای روان­ شناس متأهلی که هر روز برای رسیدن به محل کارش که یک مرکز بهبودی اقامتی میان مدت (کمپ) است باید ۲۰/۰۰۰ تومان هزینه کند و در ماه ۱۰ نوبت این کار را انجام دهد. آخر ماه هم اگر مسئول کمپ داشته باشد، ۵۰۰/۰۰۰ تومانش را بدهد، اگر هم نداشت ان­شاءالله اواسط یا آخر ماه بعد که بیشتر مریض بخورد. راستی بعداً از آن ۵۰۰/۰۰۰ تومان لطفاً ۲۰۰/۰۰۰ تومانش را کم کنید. برای مشاوری که در کلینیک درمان سوء مصرف مواد باید از شنبه تا پنجشنبه روزی ۴ ساعت در مرکز حضور داشته باشد و با احتساب رفت و برگشتش ۵ الی ۶ ساعت از زمان روزانه ­اش را صرف این کار کند، آن وقت بگویند خُب مگر تو چکار می­کنی اینجا؟ کارشناسی ارشد هستی که هستی، برای خودت هستی، ۲۰۰ ساعت کارگاه تخصصی رفتی که رفتی، حقوقت، ماهی ۸۰۰/۰۰۰ تومان هست. حقوق وزارت کار دیگه چیه؟ یادت که هست گفتیم بیمه نمی ­کنیم. نُت پزشک هم یادت نرود... همکار تحصیلکرده و کاربلد من، تو کسی هستی که اراده کردی در رشته­ ی تخصصی و با دانشت کسب درآمد کنی، اما نه از تو حمایتی می­ شود و نه کسی قدر زحماتت را می­ داند. کسی خبر ندارد تو برای دو نفره­ های مشاوره، چقدر وقت می­ گذاری و توجه. کسی خبر ندارد که از چند خودکشی، از چند لغزش و یا از چند طلاق و فرار از خانه جلوگیری کرده­ ای. کسی نمی­ داند که تو هر روز رنج­ های مراجعت را با خودت برمی­ داری و به خانه­ ات می­بری. گفتم خانه. راستی قرارداد خانه­ ات را امسال با چند درصد افزایش تمدید کردی؟ ۳۰ درصد! مگر نگفتی که ۴۰ متری بود. خانه ۴۰ متری آن هم ۵۰ میلیون ماهی ۸۰۰/۰۰۰ تومان! حواست باشد مراقب خودت باشی. اگر مریض بشوی بیمه هم که نیستی برای سلامتی­ ات هزینه کنی، مجبوری صبر کنی مریضی خودش برود برای آن که وقت دخل و خرجت برای ماه جور دربیاید. می ­دانم گله از سازمان نظام روا ن­شناسی داری. توقع داری از تو حمایت بشود. توقع داری از تعرفه­ های انجمن صنفی­ ات حمایت بشود که لااقل همان حقوق حداقلی وزارت کار با بیمه را بگیری. من گفتم در این پُست، اینستاگرام سازمان نظام را هم تگ کنند. پارسال هم سه تا نامه به سازمان نظام زدم که محتوای یکی از نامه­ ها، حمایت از تعرفه­ های انجمن برای بهتر شدن اوضاع شما و خودم بود. بعد از انتشار این پیام، مجدداً این کار خواهم کرد. بعضی از دوستان همکارانمان هم قول حمایت داده­ اند. گفتیم شاید این بار فرجی بشود. می­ دانم که کارفرما به تو گفته: «همینه که هست، یا بمون یا برو! روان­ شناس ریخته!». می­ دانم که گله داری از این حجم بی­ احترامی­ ها، از این حجم قدرناشناسی ­ها، از این حجم بی­ توجهی­ ها. همکار عزیز من، برای تمام تلاش­ هایت از تو متشکرم. من به عنوان مسئول انجمنی که باید از تو و سایر همکارانمان حمایت کند، در حد معینی اختیار و قدرت دارم. باقی ­اش درخواست و طلب کمک (به عنوان شخص حقوقی) از سازمان­ها و نهادهایی هست که وظیفه­ شان حمایت از کار و تلاش و علم است. وظیفه­ شان حمایت از جوانان تحصیلکرده و پای کار و تلاشگر است. آقا و خانم روان­شناس یا مشاور، به خاطر این وضعیت بد متأسفم. به خاطر این شرایط سخت، معذرت می ­خواهم. یادت هست، کوچکتر که بودیم بزرگترها به ما می­ گفتند به در گفتیم که دیوار بشنود؟ علیرضا چهره‌‌سا رییس انجمن صنفی روان­‌شناسان و مشاوران اعتیاد استان تهران