💠 حاج آقا توسلی رضوان الله تعالی علیه در یک سفر با بعثه مقام معظم رهبری به حج تمتع مشرف شده بودند. 💠 بعد از انجام مناسک حج، یک شب در بعثه مقام معظم رهبری دور هم نشسته بودند که یک آقا از کارمندان عالی رتبه مخابرات ایران، مدینه بعد بود. گفت: فردا با ماشین سواری، مدینه می‌روند. 💠 حاج آقا گفتند: فردا من هم با ایشان به مدینه می‌روم. آقای ری‌شهری (سرپرست حجّاج ایرانی) گفتند: نمی‌شود؛ گذرنامه شما مُهر خروج از مدینه خورده و شما را از وسط راه، بر می‌گردانند. 💠 حاج آقا با قاطعیت گفتند:«من می‌توانم بروم» وقتی که ایشان با قاطعیت گفتند: که من می‌روم، گفتند: مسئولیت با خودتان است، اگر رفتید و در راه ناراحت شدید ما مسئول نیستیم. گفتند:«عیبی ندارد». 💠 بعد آنها گفتند: مشکلی نیست؛ ما هم اگر بخواهیم می‌توانیم از امیرعبدالله (پادشاه عربستان) اجازه بگیریم و بیاییم مدینه و از مدینه به ایران برگردیم. حاج‌آقا دوباره با قاطعیت به آنها گفتند: به شما اجازه نخواهند داد و نمی‌توانید بیائید. 💠 فردا صبح وقتی حاج آقا، با آن کارمند مخابرات سوار ماشین شدند. شروع کردند توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها و صلوات مخصوص:«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ» و این لعن‌ها«لَعَنَ اللَّه قَاتِلِيکِ وَ ضارِبیکِ وَ ظَالِمِيکِ وَ غَاصِبِی حَقِّکِ يَا مَوْلاتِی يَا فَاطِمَة الزَّهْرَاء» را می‌گفتند. 💠 به هر ایست و بازرسی که می‌رسیدند، وقتی می‌خواستند که ماشین را نگه داریم، شُرطه (پلیس) می‌گفت:«رُوح رُوح: حرکت کن» همه ایست و بازرسی‌ها را به عنایت زهرای مرضیه سلام الله علیها گذشتند. 💠 وقتی که به نزدیکی مسجدالنبی در مدینه رسیدند، حاج آقا گفتند: ماشین را نگه دار من اول بروم از حضرت زهرا سلام الله علیها تشکر بکنم که عنایت کرد. ماشین را نگه داشتند و ایشان رفتند سلام عرض کردند و تشکر کردند و برگشتند. 💠 اما آنها که گفته بودند ما هم می‌توانیم از امیر عبدالله اجازه بگیریم و بیآییم، اجازه خواسته بودند، امیر عبدالله گفته بود:«شما بروید جدّه و از آنجا برگردید ایران!» 💠 خادم الزهرا سلام الله علیها با عنایت حضرت زهرا سلام الله علیها به زیارت زهرای مرضیه موفق شد اما آنها که به اجازه مَلِک عبدالله دل بسته بودند «محروم» شدند. 🆔👉@tavasolitabrizi