✅ کانت و پرسش‌ عباس‌میرزا ✍️ ارمیا شاه‌محمدی، پژوهشگر فلسفه 🔸در دسته‌بندی ادیان، ادیان ابراهیمی را ادیان غربی تلقی کرده‌اند؛ این غربی‌بودن در تبادلات فکری، فرهنگی و اقتصادی میان ما نیز استمرار می‌یابد. نمود برجسته این استمرار در فلسفه قابل پیگیری است. اگرچه ظاهراً بذر فاصله‌گرفتن جهان غرب از قرون وسطی به دوره رنسانس بازمی‌گردد اما چنان‌که می‌دانیم، رنسانس نیز با مطالبه احیای نوعی جهان یونانی همچنان پیوند خود را با یونان باستان حفظ کرد. 🔹مهم‌ترین گام برای فهم آنچه در جهان به‌اصطلاح غرب رخ داده است، فهم با واسطه اندیشمندان آن است و در این میان کانت از اهمیت والایی برخوردار است. فلسفه کانت را می‌توان فلسفه‌ای تمایزگذار دانست. کانت در ضمن تئوریزه‌کردن علم مدرن به گفته خود در تلاش است تا با تعیین حدود دانش، جا برای ایمان باز کند. 🔸 تاریخ باصطلاح بیداری ایرانیان با پرسش عباس‌میرزا از ژوبر فرانسوی مبنی بر اینکه چرا شما غربیان پیشرفت کرده‌اید و چرا ما ایرانیان چنین حالی داریم؟ آغاز می‌شود. از آن زمان تاکنون بسیاری تلاش کرده‌اند پرسش عباس‌میرزا را پاسخ دهند. نکته‌ای که در ادامه می‌خواهم به اختصار بدان بپردازم ناظر به اهمیت و نقش بالقوه کانت در یافتن پاسخ پرسش عباس میرزاست. 🔹با انقلاب کپرنیکی کانت که ذیل آن نسبت انسان و عالم در شناخت، دچار دگرگونی می‌شود، چنان تحولی در اندیشه‌ غربی روی می‌دهد که می‌توان آن را به دو دوره‌ پیشا و پساکانتی تقسیم نمود. حتی هگل نیز به دانشجویان خود توصیه می‌کرده که فلسفه‌ افلاطون را نیز با عینک فلسفه‌ کانت بخوانند. 🔸تا پیش از کانت، فلسفه در مقام مادر علوم متکفل و عنوان عامی برای عموم دانش‌ها بود تا جایی که بزرگ‌ترین دانشمند جهان مدرن، نیوتن، عنوان اصلی‌ترین کتاب خود را اصول ریاضی فلسفه طبیعی می‌نامد. کانت به‌نوعی تئوریسین سکولاریسم (حداقل در ساحت فرهنگی) است. اگر دین تقدمی ذاتی بر اخلاق و فلسفه در مقام دو ساحت بروز عقل (به‌ترتیب عملی و نظری) نداشته باشد، خود آن نیز می‌بایست در محکمه عقل (به هر دو معنا) پاسخ‌گو باشد. ➕ مطالعه مطلب در «وبــگاه فــکـرت»