🍂 🔻 زن گروهان ( ۱ محمود خدری عمليات رمضان ٢٣ تير ١٣٦١ (ماه مبارك رمضان) 🌴🌴🌴🌴🌴🌴 از عمليات بزرگ بيت المقدس سالم به شهرمون برگشتيم! استراحت مختصری و آماده برای عمليات بعدی... جمع كردن سريع گردان در مدرسه شهيد قاسم اتابك و آماده اعزام به پادگان آموزشی، بوی عمليات می آمد! آموزش مجدد و آمادگی جسمانی رو در دره عباس (پادگان آموزشی) گذرانديم... بعداز آمادگی نسبي، وارد مدرسه ای در زيباشهر اهواز (سعدی) شديم، چند روزی بوديم و مانديم...! دوستان تداركات برای تحويل اسلحه به انبار تسليحات رفتند... و با دست پر اومدند. فرمانده دسته ما، دوست و رفيقم كورش شيربابادی بود جوانی خوش هيكل، زيبا رو، شجاع و مرد ميدان... باهاش ندار بودم! به هم قول داديم اگر عملياتی بشه با هم باشيم! و قص علی هذا... هنگام رفتن برای تحويل اسلحه، به كورش گفتم: كورش خان، اگر از من تانك سوخته و انفجار سنگر تيربار و كشتار سربازان دشمن رو بخواهی! بايد ی آر‌پی‌جی صفر كيلومتر برام بياری! بلانسبت من آرپی جی زن دسته ات هستم!!! كورش رفت... بعداز سه چهار ساعت معطلی به تعداد نفرات اسلحه آورد! يكی يكی اسلحه ها رو تحويل داد تا رسيد به من... گفت: اين اسلحه شما صفر صفر...! اولش فكر كردم شوخی می‌كنه اما وقتی آرپی جی رو تحويل داد متوجه شدم واقعاً صفر و خشكه، بدون كاركرد! بهم گفت: اين وعده ما، ببينم شب عمليات چكار ميكنی؟ فقط تانك سوخته و انهدام سنگر تيربار ازت می‌خوام... خوشحال و سرحال اسلحه رو تحويل گرفتم پر از گريس و روغن بود! دو دسته جارو شكوندم تا تونستم گريس های توی لوله اش رو پاك كنم خيلی زيبا بود. رنگ قسمت چوبش فندقی، بدنه مشكی متاليك، بدون خط و خش حتی سپرها و... عصر عمليات فرا رسيد كورش بچه های دسته رو يك بار ديگر داخل سنگر برای توجيه نقشه عمليات جمع كرد! دپوی عراق رو نشون داد استقرار تانك‌ها، سنگرهای فرماندهی، سنگر تيربار، دپوهای سه ضلعی و ... همه و همه رو طبق نقشه گفت...! آخرش نگاهم كرد و به شوخی گفت : و اما... آر پی جی صفر كيلومتر ! سنگر فرماندهی و تانكهای اطرافش واسه شما... ياعلی. عصر ٢٢ تير با ندای پيك گردان، بچه ها لبيك گويان سوار بر كاميونها شده تا به خط مقدم حركت كنيم. در يگانهای نظامی برای هر آر پی جی زن دو كمك در نظر گرفته ميشه! كمك آرپی‌جی ام، كاكايار كيانپور و احمدآقای جوكار بودند(اهل شيرازی) فرمانده دسته ما كورش شيربابادی، خيلی اصرار داشت نيروها تحت امرش، منظم و منضبط باشند آخه خودش همينطوری بود... عصر ٢٢ تير همراه با كاكايار و احمد (كمك آرپی‌جی) در چادر محل استقرارمون درحال استراحت بوديم كه پيك گردان با موتور تريلش وارد محوطه چادرها شد و فريادزنان اعلام می كرد: گردان آماده رفتن به خط مقدم بشن! امشب عمليات داريم. سريع باشيد سريع! سريعاً تجهيزات نظامی شخصی مون رو آماده كرده و به خودمون آويزون كرديم! بندحمايل، نارنجك، كوله پشتی گلوله آرپی‌جی، بسته كمك اوليه، قمقمه آب و... شور و شوق وصف ناشدنی بين بچه ها حاكم شد! شوخی‌های بامزه، گرفتن عكسهای يادگاری و... حكايت از نشاط بچه ها بود، اندكی بعد بخط و گروه گروه سوار كاميونها شديم... ياعلی حركت... 🌴🌴🌴🌴🌴🌴 ✨ ادامه دارد 🌹کانال حوزه انقلابی خوزستان @howzehenghelabi_khozestan