✍مرد مؤمن و صالحی که از خوبان روزگار بود، در خواب باغ وسیعی را دید که قصر با شکوهی در آن ساخته بودند. در تعجب بود که این قصر زیبا از آن کیست. به او گفتند این قصر متعلّق به است. با شگفتی به قصر نگاه می کرد ، که ناگهان صاعقه ای در باغ افتاد و همه ی باغ و قصر را به آتش کشید. 🔹وحشت زده از خواب بیدار شد و متوجه شد که این خواب بوده است. فردای آن روز بلافاصله سراغ حبیب نجار رفت و به او گفت: شب گذشته چه خطایی از تو سر زده! او ابتدا کتمان می کرد و چیزی نمی گفت. اما در نهایت لب باز کرد و گفت:👇 دیشب با مادرم می کردم و در حین مشاجره دست خود را به روی او بلند کردم! 🔹مرد صالح خواب دیشب خود را برای حبیب تعریف کرد و به او گفت که چنین مقامی نزد داشتی، اما به خاطر عمل دیشب خود همه را از دست دادی. (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «اگر فرزند نیکوکاری، با نگاه رحمت به والدین خود بنگرد، خدای متعال در مقابل هر نگاهش برای وی یک می نویسد. و اگر در طول روز ، صد بار هم این کار را انجام دهد، خداوند هم صد حج مقبول برای وی در نظر می گیرد» @torraanj