﷽
⚪️
معنی زندگی| بخش اول.
▫️
مساله بحث: « معنی زندگی » چیست؟ چرا لازم است؟ و چگونه حاصل میشود؟
◽️
پیشفرضها:
▫️
زندگی= مجموعه فعالیتهای فکری، احساسی و رفتاری فردی و جمعی که برای رفع نیازها و رسیدن به اهداف صورت میپذیرد.
▫️
معنی= ادراکی از یک پدیده که با ادراکات قبلی فرد ارتباط برقرار کرده باشد (در منظومه فکری فرد، جایگاهش مشخص شود).
◽️
فرضیه بحث:
1.
معنی زندگی= ادراکی از وضعیت خود، که سبب میشود فرد تصمیم بگیرد و برای حرکت در زندگی فعال شود.
2.
شاخص زنده بودن و زندگی کردن،
فعال بودن ادراک است و هر چه این ادراک گستردهتر میشود شدت زنده بودن و حیات فرد بیشتر میشود و از سطحی از زندگی به سطحی دیگر ارتقاء مییابد.
3.
فقط «خروج از محدودیت و اتصال به نامحدود» میتواند معنای واقعی زندگی بشر باشد.
◽️
تبیین بحث:
▫️
ملاك زنده بودن يك چيز به اين است كه اثر مورد انتظار از او، در او ديده شود. مثلاً وقتی میگوييم «زمينِ زنده» يعنی زمين بتواند گياه را بروياند و سرسبز گردد، برخلاف زمينِ مرده كه اين اثر از آن ظاهر نمیشود. زنده بودن يك «سخن» به اين است كه اثر مورد نظر را در شنونده بگذارد در حالی كه «سخن مرده» سخنی است كه اثر لازم را ندارد. از يك انسان، انتظار میرود چه اثري را از خود بروز دهد تا بتوان به او گفت: «انسانِ زنده»؟!
▫️ اگر تمام شاخصهای سلامت جسمی و رفاه، در یک فرد موجود باشد ولی او بیهوش باشد و ادراکش فعال نباشد آیا او را «زنده» میدانیم؟ (البته نه در اصطلاح پزشکی)
▫️ در سنّت منطقی و فلسفی، انسان را «
حیوان ناطق» تعریف کردهاند و مقصود از این نطق، صِرف سخن گفتن نیست بلکه
توانایی تفکر، ارتقاء و توسعه ادراکی است.
▫️
زنده بودن انسان به «فعال بودن ادراک» اوست؛ هر چه ادراک او فعالتر باشد میزان زنده بودن انسانیِ او بیشتر خواهد شد.
▫️ از آنجايیكه
دين، باعث میشود فكر، روح و رفتار انسان در جهت كمال قرار گيرد و فعال شود، قرآن، «دين» را حيات بشريت خوانده است.
▫️
ولايت و زيارت نيز حقيقتی اينگونه دارند؛
زيارت، به زندگی معنی میبخشد يعنی برقراری ارتباط با محتويات درونی امام عليهالسلام، نيرويی در انسان ايجاد میكند و
مسائلی را برای انسان ملموس میكند كه محور زندگی را تغيير میدهند،
اولويتهای انسان را جابهجا میكنند، تعريف جديدی از نفع و ضرر ارائه مینمايند و وجود انسان را به سوی دستيابی به حقايقی ديگر سوق میدهند؛ چرا كه امام عليهالسلام با حقيقت بینهایت در هستی مرتبط است و در آن فضا تنفس میكند.
▫️
«معنی زندگی» يعنی جهتدار شدن زندگی بهسوی يك هدف، هدفی كه منفعتی بيشتر از اهداف ديگر دارد؛ افعال و رفتارهای انسان، تابع افکار و احساسهای اوست و با تغییر فکر یا احساس، جهت حرکت انسان نیز تغییر میکند؛
«معنی زندگی» فضای ادراکی است که سبب ایجاد احساس و میل میشود (فرآیند باور-میل) و در نتیجه رفتارها را تنظیم میکند.
▪️ معنای زندگی يك نفر «
پول» است يعنی جهت اصلی زندگی او برای رسيدن به پولِ بيشتر است، يعنی او منفعتِ «پول درآوردن» را بيشتر و بهتر از منفعت هرگونه تلاش و فعاليت ديگر میداند.
▪️ معنای زندگی يك نفر «
زن و بچهاش»است، يعنی بيشترين تلاش فكری، روحی و رفتاری او برای ارتباط با خانوادهاش میباشد؛ يعنی او احساس خوشايندی را كه از ارتباط با آنها دارد بر منافع ديگر ترجيح میدهد.
▪️ معنای زندگی يك نفر «
شغل و كارِ»اوست يعني اگر شغلش را از دست بدهد، ديگر هيچ مساله و موضوعی نيست كه فكر و روح ورفتار او را به حركت و تلاش وادارد.
▪️ زندگی برخی «
بیمعنی» است زيرا هيچ موضوعی در زندگی نيست كه برای آنها اولويت و اهميتی بيشتر از ديگر موضوعات داشته باشد. بنابراين هر روز به
روزمرهگی و رفع نيازهای اوليه جسمی و روحی میگذرد. دورنمايی از زندگی ندارند، زندگی آنها جهت خاصی ندارد و هيچ نقطه روشن و قابل اتكايی نيز در آينده آنها بهچشم نمیخورد.
▫️
معنی زندگی شما چيست؟ چه چيزی در زندگی شما نقش محوری را به عهده دارد كه اگر از بين برود ديگر زندگی برای شما بیمعنی خواهد شد؟
▫️
تمام تلاشهای انسان برای «خروج از محدویت» است (از قوّه به فعل در آمدن - حرکت بهسوی کمال)؛ این حرکت، تا نامحدود امتداد مییابد یعنی
تا وقتی روح انسانی، علم و قدرت و حیات بینهایت را در درون خود لمس نکند خود را ناقص خواهد دید و توقف در آن موقعیت را بیمعنی تلقی میکند.
▫️
معنی حقیقی در زندگی انسان، تلاش برای اتصال به «بینهایت» است؛ وجود بینهایت در هستی، فقط یک وجود است و شریک ندارد. (وجود بینهایت = خدا)
▫️
استاد واسطی
⚪️
تفکر و تمدن شبکهای
⚪️
@vaseti