معتکف کعبه
✍️مجید ابطحی
➖➖➖➖
با شوق به سمت شوهرش آمد: «دیشب چیز عجیبی دیدم
_چه دیدی؟
_آمنه بنت وهب را دیدم که فرزندی به دنیا آورده، محمد! -صلی الله علیه و آله- وقتی این نوزاد به دنیا آمد ميان آسمان و زمين نوری آشكار شد كه نخلستانهاى منطقه هجر را ديدم».
شوهرش با آرامش جواب داد:
«سى سال منتظر باش تا براى تو هم پسرى مثل او دهند، الا اینکه نبی نخواهد بود»!
#مثل_او؟ حرف عجیبی بود، مگر مثل محمد ممکن است؟
🔹سی سال از آن روز گذشت، مردم دور کعبه جمع شده بودند، عدهای مشغول طواف، عدهای سرگرم صحبت؛
زنی را دیدند که نزدیک کعبه شد، خانهی خدا، خانهای که سالها محل عبادت مردم بود؛ برای همهشان مقدس بود، از ابراهیم نبی تا بت پرستان مکه!
باردار بود، باری سنگین و ارزشمند!
درد زایمان برایش سخت بود،
شروع کرد به صحبت با خدا «خدایا به حق فرزندی که در شکم دارم وضع حمل مرا آسان کن...»
«ناگهان کعبه شکافته شد! بانو وارد شد، دیوار به حالت عادی برگشت!
حاضران رفتند تا قفل در را باز کنند، وقتی نتوانستند فهمیدند این کار، کاری خدایی است!»
داخل خانه ی کعبه، تنها، بدون قابله؟ نه! همان که دیوار را برایش شکافته بود، قابله هم فرستاده بود! قابله هایی آسمانی!
شرط ورود به خانه ی مقدس الهی، طهارت بود! پس بانو در حین وضع حمل هم طهارت داشت و اعتکافش را با طهارت تمام کرد، این هم معجزه ای دیگر!
سه روز آنجا بود، سه روز خلوت با خدا، یعنی اعتکافی در کعبه! جز خدا و نوزاد عزیزش کسی نبود!
سه روز بعد با نوزادی در آغوش آمد،
نوزاد علی بود! آری علی!
🔹شاید خدا میخواست نشان دهد، برای رسیدن به او باید علی در میان باشد! شفاف تر از این نمیتوانست نشان دهد! برای مردمی که با ماده انس گرفته اند باید مادی و محسوس نشان داد!
تنها راه این بود که خدا علی را در بغل می گرفت و فریاد می زد: بی علی نمی توانید به من برسید! همین کار را هم کرد؛ علی را در آغوش خودش به دنبال آورد!
#معتکف_کعبه
#مولود_کعبه
پینوشت: عبارات «داخل گیومه» از منابع شیعه و سنی برداشت شده و مابقی قلم نویسنده است.(کافی/ روضه الواعظین/مستدرک نیشابوری)
یادداشتهای یک طلبه 👇
@yaddashtthayeyektalabeh