🌹توکل در ازدواج ؛
امشب جایی مجلس داشتم ، بعد مجلس جوان طلبه ای رو نشونم دادن گفتش رفته خواستگاری ، پدر دختر دید طلبه است ، گفت یه چیزی بگیم که پسره بگه نه.
گفتن دختر بهت میدیم ولی جهیزیه نمیدیم..
🌹میگفت چون ازدواج برام واجب بود و در معرض گناه بودم با خدا معامله کردم ،
گفتم قبوله..
میگفت طولی نکشید یکی خونه بهم داد مفتی بشینم(نزدیک حرم قم)
یکی وسایل خونه بهم داد.
یکی مواد غذایی بهم رسوند و..
✅پ.ن؛
بیچاره فکر کرده اگر جهیزیه نده دنیا به آخر میرسه و امام زمان سربازش رها میکنه.
✍🏼قاضی زاده